مالزياييها چه كساني هستند؟
مالاييها بزرگترين گروه قومي در مالزي هستند، كه بيش از نيمي از جمعيت را تشكيل داده و به زبان ملي مالزي تكلم مي كنند. به همراه قديمي ترين مردم بومي گروهي را تشكيل مي دهند كه بومي پوترا ناميده مي شوند، كه به معني پسران يا شاهزادگان زمين هستند. تقريباً تمام مالايي ها مسلمان هستند، اما اسلام در مالزي به شدت اسلام در خاور ميانه نيست. اگر چه امروزه مالايي ها بيشتر در شهرها ديده مي شوند ولي فرهنگ سنتي مالايي در اطراف كامپونگ، يا دهكده ها متمركز شده اند.
چيني ها براي قرنها طرفهاي بازرگاني مالزيايها بوده اند، و پس از شنيدن اخباري در ارتباط با ثروت در قرن نوزدهم به تعداد انبوه در اطراف درياي جنوب يا "نانيانگ" جمع شدند. اگرچه بيشتر در قالب يك تصور نمادين، چيني ها بعنوان بازرگانان مالزي شناخته شده اند، كه در اغلب صنايع موفق بوده اند. زمانيكه اولين بازرگانان چيني به مالزي آمدند، اگر چه معمولاً سخت ترين كارها را از قبيل استخراج قلع در معدن ويا احداث راه آهن را انجام مي دادند. بيشتر آنها از بودائيهاي تائويي هستند كه با اجداد خود در سرزمين مادري خود ارتباطات محكمي دارند. آنها حدود 35% جمعيت را تشكيل مي دهند..
هنديها نيز بالغ بر 2000 سال است كه به مالزي آمده اند، اما تا قرن نوزدهم مهاجرت دسته جمعي به مالزي نداشتند. بيشتر آنها از جنوب هند بودند كه از فقر اقتصادي فرار كرده بودند. خيلي ها كارهاي لاستيك سازي مي كردند و خيلي هاي ديگر به ساختن بناهاي زيرساختاري و برخي ديگر اقدام به تاسيس مشاغل كوچك دست زدند. امروزه ده درصد مالزياييها اصالتاً هندي هستند. فرهنگ آنها با معبد نفيس هندوها، غذا و لباسهاي رنگارنگ خود در سراسر مالزي يافت مي شوند. .
قديمي ترين ساكنين مالزي مردم قبيله اي مالزي هستند. جمعيت اين عده تقريباً 5% كل جمعيت را تشكيل مي دهد كه اكثر آنها در ايالت ساراواك و صباح زندگي مي كنند. اگرچه مردم قبيله اي مالزي دوست ذارند با مشخصات قبيله اي خود طبقه بندي شوند، ولي مردم سبه جزيره مالزي آنها را تحت عنوان اورنگ اصلي قرار مي دهند كه به معني "مردم اصلي" مي باشد. در ايالت ساراواك اغلب مردم از قبيله داياك هستند كه عموماً در خانه هاي دسته جمعي كه به صورت يك كريدور طويل است زندگي مي كنند كه يا در آب زندگي مي كنند و يا در خشكي. در ايالات صباح اكثر قبيله ها كادازان هستند. اغلب مردم قبيله اي مالزي وابستگي رواني شديدي با جنگلهاي انبوه پر باران دارند.
از ابتداي تاريخ مالزي اين كشور شاهد ادغام فرهنگهاي مختلف و متاوتي بوده است. بيش از هزاروپانصد سال پيش پادشاهي مالي در دره بوجانگ به بازرگانان هندي و چيني خوش آمد گفت. با آمدن طلا و ابريشم راه براي ورود بودائيها و هندوها نيز هموار گشت. پس از يكهزار سال بازرگانان عرب هم به مالاكا رسيدند كه با خود بنياد مفاهيم اسلامي را آوردند. تا زماني كه پرتقالي ها به مالزي آمدند و متوجه شدند كه سلطنتي را كه با آن مواجه شده اند از سلطنت كشور خودشان فراگيرتر است.
تركيب فرهنگي مالزي توسط فرهنگ هاي مختلفي شكل گرفته است، كه فقط بعضي از آنها توانستند تاثير بسزايي بر كشور داشته باشند. مهمترين آنها فرهنگ مالايي سنتي و فرهنگ دو فرقه غالب ديگر كه بعنوان طرفهاي تجاري مالزي در طول تاريخ محسوب مي شدند، كه عبارتند از چيني ها و هندي ها. اين سه گروه اصلي با قبيله هاي متفرقه تلفيق شده اند كه اغلب آنها در جنگل و يا مناطق ساحلي بورنيئو زندگي مي كنند. اگرچه هر يك از اين قبيله ها به شدت سنتها و تركيب سنتي جامعه خود را حفظ كرده اند، بلكه آنها با تركيب با يكديگر نسل جديد متفاوتي از مالزي جديد را ايجاد كرده اند.
يك نمونه از پيچيدگي فرهنگ مالزي كه جمعيت مهاجر در طول تاريخ پديد آورده اند، تاريخ مهاجران چيني است. اولين چيني هايي كه از ابتدا در اطراف مالكا سكونت داشته و پس از آشنايي با فرهنگ و ازدواج با آنها در خليج سكونت گزيدند، ابتدا از شهر مالاكا و اطراف آن آغاز شد. اين افراد كه به باباس و نوناس معروف هستند بتدريج تلفيقي ايجاد كردند كه منعكس كننده اعتقادات، رفتار و هنري بود كه تركيبي از سنت مالايي و چيني بوجود آمد، به نحوي كه فرهنگ جديدي را تشكيل داد. بعدها چيني هايي كه براي بهره برداري از صنايع قلع و لاستيك به مالزي آمدند، فرهنگ خود را با دقت بيشتري حفظ نمودند كه بطور مثال اگر كسي به شهر پنانگ سفر مي كرد، بيشتر احساس مي كرد كه در چين بسر مي برد تا در مالزي.
مثال ديگر از تبادلات فرهنگي مالزي مربوط به مراسم ازدواج مالزياييها است كه در برگيرنده سنت هندوهاي جنوب هند است كه عروس و داماد در لباسهاي زيباي ابريشمي كه در طي اين مراسم با دستهاي رنگ كرده به حنا به يكديگر پلوي زرد رنگ خواهند داد. مسلمانان با پيروي از سنت چيني ها در فيستوالهاي خود بنا به نياز به يكديگر پول (آنگ پائو) در بسته هاب قرمز رنگ مدهند. بسته هاي پولي كه مسلمانان در ايام تعطيل به يكديگر مي دهند در پاكتهاي سبز رنگ با نوشته عربي بر روي آن مي باشد.
اگر شما از يك دهكده در مالزي به محل ديگري مثل پنانگ سفر كنيد كه محل كار هنديهايي است كه به كار لاستيك سازي مشغولند و از آنجا به محله چيني ها در كونگ سي برويد احساس خواهيد كرد كه از ميان 3 مليت مختلف عبور كرده ايد. اما در شهري مانند كوالامپور، متوجه خواهيد شد كه مردم از چه تنئع تركيبي وسيعي برخوردار هستند. از خانه اي صداي اپراي چيني مي آيد، از خانه ديگر مسلمانان در حال نيايش هستند، در حاليكه در خانه بعد احتمال دارد كه دختري در حال آماده شدن براي كلاس رقص هندي باشد.
شايد سهل ترين راه براي درك پيچيدگي فرهنگ در مالزي، تعمق در سياست باز دولت مالزي در زمان انجام آداب و رسوم مذهبي مي باشد. اگرچه فرهنگ سنتي مالزي كه گاهاً توسط گروههاي قومي حفظ شده است، تمام اقوام ديگر مالزي در طي مراسم مذهبي در را بر اعضاي ديگر با فرهنگ ديگر باز مي نمايند. چنين تكاملي يقيناً بيشتر از حذف مرز در مذهب بوده و تفاهم را گسترش ميدهد. اين يك جشن مثبتي است كه در مسير همزيستي سنتي براي هزاره اي مي باشد كه باعث پيشرفت مالزي خواهد بود.