Iranian Malaysia پورتال ایرانیان مالزی

Friday
Jul 30th
Text size
  • Increase font size
  • Default font size
  • Decrease font size


مصاحبه

با نیما شاهرخ‌شاهی درباره حضورش در «فاصله‌ها» و سریال ماه رمضان

با نیما شاهرخ‌شاهی درباره حضورش در «فاصله‌ها» و سریال ماه رمضان
زمانی بود كه‌ گروهی از بازیگران كه از سینما شروع كرده بودند تمایلی به حضو در تلویزیون نداشتند و كمتر شاهد حضور آنها در تلویزیون بودیم. اما اكنون بازیگران سینما در تلویزیون حضور فعالی دارند.
نیما شاهرخ‌شاهی در سینما یك بازیگر باتجربه است كه در طول 8 سال در این عرصه جایگاه خوبی هم پیدا كرده اما حضورش در تلویزیون هم می‌تواند سرآغازی برای طی كردن مسیر جدیدی در كارنامه حرفه‌ای‌اش باشد.
این شب‌ها او با سریال فاصله‌ها (حسین سهیلی‌زاده)‌ مهمان تلویزیون است و درست پس از پایان این سریال و شروع ماه رمضان با مجموعه ملكوت (محمدرضا آهنج)‌ مهمان خانه‌ها خواهد بود. به هر حال همه اینها بهانه‌ای شد برای یك گفتگو...
روزی كه برای گفتگو با نیما شاهرخ‌شاهی قرار گذاشتیم، سر صحنه مجموعه ملكوت بود و فرصت كوتاهی كه گروه برای استراحت داشت، مجالی شد برای پرسش‌های ما و جواب‌های او.

از حضور و نقشی كه در مجموعه ملكوت داری برایمان بگو.
مجموعه هنوز پخش نشده و توضیح زیادی نمی‌توانم بدهم. نقش سامان، نوه حاج فتاح (با بازی محمدرضا شریفی‌نیا)‌ را بازی می‌كنم كه طی داستان دچار یك ارتباط عاطفی می‌شود و اتفاقاتی در این میان رقم می‌خورد.

ملكوت اولین مجموعه مناسبتی است كه در آن حضور داری؟
بله، ولی 3-2 مجموعه‌ای هم كه در آن بازی داشته‌ام مجموعه‌های روتین و تقریبا هر شبی بودند؛ شمس‌العماره كه به عنوان مهمان حدود یك هفته در آن حضور داشتم، فاصله‌ها كه در حال حاضر پخش می‌شود و بعد هم مجموعه ملكوت.

تا آنجا كه می‌دانم قصه ملكوت ماورایی است. طی سال‌های اخیر بخصوص در مجموعه‌های مناسبتی زیاد از این گونه سوژه‌ها برای ساخت سریال استفاده شده است. فكر می‌كنی ملكوت چه ویژگی متمایزی نسبت به آثار سال‌های اخیر قرار است داشته باشد؟
شاید بهتر باشد راجع به چیزهایی كه وجود داشت و مرا برای حضور در این مجموعه به خود جذب كرد‌ صحبت كنیم؛ فیلمنامه خوب، گروه خوب و كارگردانی خوب.

تصویربرداری سریال فاصله‌ها ادامه دارد و شما همزمان در سریال ملكوت هم بازی دارید. این نوع كار كردن سخت نیست؟
ترجیح می‌دادم كه این اتفاق نیفتد، چرا كه گریم من در این دو مجموعه یكسان است. صبح یك نقش بازی می‌كنم و شب یك نقش، ولی الان خوشحالم و به نظرم اتفاق بسیار خوبی بود.
دوست داشتم در یك مجموعه مناسبتی كار كنم. از الان هم می‌توانم به جرات این قول را بدهم كه این مجموعه بهترین سریال ماه رمضان خواهد بود. ‌‌ تداخلی كه در ضبط دو مجموعه وجود داشت، سختی‌هایی را نیز به همراه داشت ولی خوشحالم كه بازی در ملكوت را قبول كردم. حرف شما را قبول دارم. مجموعه‌های ماورایی این سال‌ها زیاد ساخته و پخش شدند، ولی نوع خاص استفاده از پرده كروماكی و جلوه‌های ویژه‌ای كه در این كار استفاده شده، سریال ملكوت را خاص و متمایز می‌كند.

بازی در سینما را با فیلم مكس (سامان مقدم)‌ آغاز كردی. بعد از آن تقریبا همیشه نقش‌های منفی را به عهده گرفتی. چه دلیلی باعث شد به سمت این نقش‌ها گرایش پیدا كنی؟
اكنون داریم قسمت 8 مجموعه ملكوت را تصویربرداری می‌كنیم. تا حدودی می‌دانم كه قرار است ادامه نقش سامان چگونه باشد، با توجه به این كه هنوز فیلمنامه كامل نشده است ولی تا به اینجا سامان را خیلی منفی نمی‌بینم.
سعی من همیشه این بوده كه هر نقشی را متفاوت از دیگری بازی كنم، مخصوصا اگر نقش منفی باشد. بعد از این كه فیلمنامه را می‌خوانم، اگر حس كنم كه نقش، نقش منفی است، در ذهن خود آن را درجه‌بندی می‌كنم. هر نقش منفی برای من 10 درجه دارد كه بر حسب نقش میزان منفی بودن را در آن كاراكتر لحاظ می‌كنم. سعی و تلاشم این است كه نقش‌های منفی‌ام هیچ كدام شبیه به هم نباشد. این طبیعی است كه هیچ كس دوست ندارد ‌ نقش اش صد در صد منفی باشد. من هم معمولا با كارگردان صحبت می‌كنم و نقش را تا جایی پیش می‌برم و منفی‌سازی می‌كنم كه به من جای دفاع هم بدهد. در نوع بازی‌ام به این مساله معتقدم كه نقش حتی اگر منفی است، باید جوری ساخته و پرداخته شود كه تماشاگر مواقعی هم به او حق بدهد و پیش خودش بگوید شاید شرایط جوری بوده كه فلان شخصیت مجبور شده این كار را بكند. من جای دفاع برای نقشم می‌گذارم، چون از نقش‌های كاملا منفی با نمادهای خاص خیلی خوشم نمی‌آید.

به همین دلیل است كه مخاطب امروزی نقش یكدست سیاه با تمام عناصر منفی را دیگر نمی‌پذیرد، چون یك نقش زمانی قابل باور است كه مخاطب بتواند نمودی بیرونی و عینی برای آن پیدا كند.
این نكته هم مهم است، وقتی یك شخصیت قرار است مثلا در یك مجموعه 30 قسمتی معرفی شود، فرصت برای ارائه زیر و بم شخصیتی او وجود دارد ولی این اتفاق در یك فیلم سینمایی 90 دقیقه‌ای خیلی سخت‌تر می‌شود چرا كه دیگر فرصتی نداریم كه بخواهیم وارد جزئیات قبل و بعد آن شخصیت شویم و شاید به قول شما اینجا‌غلو شخصیتی بیشتر اتفاق می‌افتد.

سامان در سریال ملكوت چقدر با شخصیت ساسان در سریال فاصله‌ها متفاوت است؟
ساسان شخصیتی خاكستری است ولی سامان به سمت مثبت بودن گرایش بیشتری دارد. با صحبتی كه با محمدرضا آهنج، كارگردان سریال «ملكوت» داشتم، به این نتیجه رسیدیم كه سامان باید برای سیر به سمت منفی بودن یا منفی شدن روال منطقی و باورپذیری داشته باشد تا بیننده هم بتواند با او ارتباط برقرار كند ولی ساسان فاصله‌ها به لحاظ سیر اتفاقاتی كه بر او حادث شده، از همان ابتدا به بیننده خاكستری معرفی می‌شود.

با توجه به تجربه‌ای كه هم در تلویزیون و هم در سینما دارید، چقدر حضورت را در این دو متفاوت و شاید بهتر و برتر از دیگری می‌بینید؟
نمی‌خواهم راجع به آسان‌تر بودن بازی در سینما یا تلویزیون بگویم، چون راحت نمی‌شود به این سوال جواب داد. اصولا من آدم بی‌حوصله‌ای هستم. یكی از دلایلی هم كه در سینما فعالیت داشتم، این بود كه یك كار در 35 ـ30 روز تمام می‌شود؛ ولی در سریال حدود 6 ـ 5 ماه درگیر هستی، پس برای من مهم است كه در چه گروهی دارم كار می‌كنم. در چند ماه گذشته اتفاقات جالبی برایم افتاد، مثلا طی یك شبانه‌روز حدود 12 سكانس گرفته شد و من 10 بار تعویض لباس داشتم. این اتفاق سخت مخصوصا در مورد سریال‌های روتین بیشتر به چشم می‌آید. اتفاقی كه در سینما می‌افتد، این است كه اگر كاری پیش‌تولید قوی داشته باشد، طی یكی‌ دو ماه فرصت داری دیالوگ‌هایت را حفظ ‌ و بازی كنی. حتی دیالوگ‌ها هم در سینما مال خودت است، ولی در سریال می‌بینی كه چند برگه دیالوگ به تو داده می‌شود و تو فقط زمان محدودی داری، باید آنها را حفظ كنی و جلوی دوربین بروی. تجربه بازی در سریال برای من سخت‌تر بود، اما خب وسوسه عجیبی در من انداخت. من حدود یك هفته در مجموعه شمس‌العماره حضور داشتم، ولی دقیقا 2 روز بعد آن 2 تا سینمایی پیشنهاد داشتم و 2 تا سریال. «فاصله‌ها» با چند قسمت پخش بازخورد خوبی داشته و جدای از همه نقش‌هایی كه در سینما بازی كردم و عقیده دارم بعضی از آنها نقش‌های خوبی هم بوده، برایم جالب است كه بعد از 5 الی 6 قسمت پخش مجموعه فاصله‌ها، همه در خیابان، مرا‌ به اسم ساسان صدا می‌زنند.

مدتی از سینما و تلویزیون فاصله گرفتید و بازگشتتان به دنیای بازیگری توام شد با همزمانی سریال‌های فاصله‌ها و ملكوت و در سینما هم لج و لجبازی و دموكراسی تو روز روشن. این پركاری چگونه شكل گرفت؟
اول بهتر است راجع به این صحبت كنیم كه چرا نبودم و چرا الان هستم. خیلی وقت بود از این صحبت‌ها نكرده بودم و الان كه فرصت خوبی است، می‌توانم مفصل حرف بزنم.
فیلم‌های اول و دومی كه بازی كردم هم فیلم‌های خوبی بود و هم كارگردان‌های خوبی داشت. طی این سال‌ها، مشاورینی داشتم كه به من یادآور می‌شدند‌ چون ورودم با كارگردان‌های معروف و خوبی بوده، پس باید دقت بیشتری در انتخاب نقش‌هایم داشته باشم. بعد از فیلم دایره زنگی خیلی نقش‌ها را رد كردم. آن موقع دلایل خاص خودم را داشتم، اما بعد متوجه شدم دیگر تهیه‌كننده‌ها به این فكر نمی‌كنند كه كدام بازیگر كم‌كارتر یا پركارتر یا گزیده‌كار‌تر بوده است. الان ملاك حضور و انتخاب بازیگران برای فیلم‌ها و مجموعه‌ها این است كه كدام بازیگر روی جلد مطبوعات است. بعد فكر كردم كه با كناره‌گیری من، خیلی آدم‌های دیگری وارد می‌شوند، بنابراین تصمیم گرفتم فعالیت خودم را دوباره آغاز كنم. شاید قبل از شمس‌العماره حدود 7 تا كار انجام داده بودم، ولی بعد از شمس‌العماره تا الان شاید 20 روز تعطیلی هم نداشتم. 7 تا كار سینمایی انجام دادم و 2 تا سریال. مقداری حساسیتم را پایین آوردم. این به این معنا نیست كه هر كاری را قبول كنم، اما سعی‌ام بر این است كه با حضور بجاتر و معقول‌تر هم تجربه كاری‌ام را بالاتر ببرم و هم میزان پیشنهاداتم بیشتر شود. حضور همزمان یك بازیگر در چند فیلم و سریال می‌تواند خطرناك هم باشد. همزمانی چند كار باعث می‌شود بازیگر زیاد دیده شود، اما اگر كارهایش پشت سر هم پخش شود، حضور مستمر او را ثابت می‌كند.

انگار تصمیم دارید در تلویزیون بیشتر فعالیت داشته باشید.
بله. برای 2 سریال دیگر هم قرارداد بسته‌ام كه ان‌شاءالله در آنها بازی خواهم كرد.

بنابراین می‌توان گفت یك‌سری از ملاك‌هایت برای انتخاب نقش تغییر كرده است.
بله. الان اولین چیزی كه برای من مهم است، فیلمنامه خوب است؛ چه در سینما و چه در تلویزیون، چراكه به عقیده من سینما و تلویزیون دارند در یك راستا حركت می‌كنند و یك سطح می‌شوند. الان واقعا سینما دارد در مسیری حركت می‌كند كه اگر در سال 70 فیلم سینمایی تولید می‌شود، 50 تای آن در حدی است كه من آنها را واقعا نمی‌پسندم. وقتی در فیلم‌هایی مانند مكس و دایره زنگی بازی می‌كنم، نشان‌دهنده این است كه تعریف ویژه‌ای از فیلم كمدی دارم. البته این را هم بگویم پیش‌تولید طولانی فیلم «7 دقیقه تا پاییز» شانس حضور در فیلم «درباره الی» را از من گرفت. اگر در این فیلم بازی می‌كردم حتما مسیر حضورم در سینما تغییر می‌كرد.

البته شما با بازی در فیلم «پارك‌وی» نشان دادید كه به بازی در نقش‌هایی كه روی روان‌شناختی آنها كار شده باشد، علاقه‌مند هستید.
از پارك‌وی به بعد، همه نقش‌هایی كه قرار بود فیلم‌هایش در زمینه وحشت ساخته شود، به من پیشنهاد شد، اما من نخواستم در یك نقش كلیشه شوم. بعد از پارك‌وی دوست داشتم نقشی به من پیشنهاد شود كه خاص باشد و تلفیقی باشد از وحشت و روان‌شناسی. این اتفاق افتاد و تله‌فیلمی به من پیشنهاد شد به نام «یكی از ما» كه بشدت نقشم را دوست داشتم و امیدوارم خوب درآمده باشد؛ نقش پسر معتادی كه وابستگی به یك‌سری مواد دارد كه وقتی استفاده می‌كند یك شخصیتی دارد و وقتی استفاده نمی‌كند شخصیتش دوگانه می‌شود.

راجع به فاصله‌ها صحبت كنیم و پیامی كه همیشه حسین سهیلی‌زاده خیلی خوب و غیرمستقیم با مجموعه‌هایش به مخاطب می‌رساند.
به نظر من یك‌سری كارگردان‌ها هستند كه مدیوم تلویزیون را خوب می‌شناسند. معمولا راجع به سریال‌های روتین می‌گویند كه از قسمت 10 به بعد به قول معروف جا می‌افتد، ولی فاصله‌ها از همان قسمت اول بیننده خودش را پیدا كرد. سال گذشته این اتفاق راجع به دلنوازان هم افتاد و امیدوارم این اتفاق برای فاصله‌ها هم بیفتد. حسین سهیلی‌زاده نكات ظریفی را می‌بیند و می‌شناسد. تجربه چند ماه كار مستمر در تلویزیون به من ثابت كرد كه كارگردانان خوبی در تلویزیون فعال هستند كه كارهای ارزشمندی می‌سازند و من دوست دارم با آنها همكاری داشته باشم.

گردآوری : گروه علمی و فرهنگی پورتال ایرانیان مالزی

 

گفتگوي لوموند با بنیانگذار گوگل

گفتگوي لوموند با بنیانگذار گوگل
لوموند مصاحبه‌ای دارد با لری پیج یکی از دو بنیانگذار بزرگترین موتور جستجوی دنیا.

پیج در اين گفتگو تاکید کرده است: گوگل مثل مسواک وسیله‌ای است که جایگاه مهمی در زندگی همه مردم دارد.

به گزارش مهر، لری پیچ (لارنس ادوارد پیج) در 26 مارس 1973 متولد شد. وی در بهار 1995 در دانشگاه استنفورد با سرگی برین آشنا شد و در کنار وی بزرگترین جستجوگر وب در دنیا را در سال 1998 بنا نهاد.

شرکتی که در روزهای اخیر سکوی جدیدی به نام Google tv را معرفی کرده است. این سکو که از ائتلاف گوگل، سونی، اینتل و لاجی تک به ثمر رسیده است به کاربران اجازه می‌دهد مفهومی جدیدی از تلویزیون را تجربه کنند.

در این همکاری چهارجانبه، گوگل نرم افزاری را که ترکیبی از سیستم عامل آندروئید و مرورگر کروم است عرضه کرده و لاجی تک، جعبه اتصال به تلویزیون و یک صفحه کلید بی سیم، سونی دستگاه تلویزیون و اینتل زیرپردازشگر اتم  CE 4100 را ارائه کرده‌اند.

تلویزیونهای گوگل از پاییز امسال وارد بازار می‌شوند [درباره يك اتفاق بزرگ: تلويزيون گوگل] و این امکان را به کاربران می‌دهند که در اتاق‌نشیمن خانه خود درحالی که روی کاناپه مقابل تلویزیون نشسته‌اند از طریق صفحه تلویزیون در وب جستجو کنند.

اعلام این خبر موجب شد که روزنامه فرانسوی لو‌موند مصاحبه‌ای را با لری پیج یکی از دو بنیانگذار گوگل انجام دهد که در ادامه می‌خوانید:

  • گوگل در روزهای اخیر Google tv را معرفی کرد. این سیستم اتصال تلویزیون را به وب امکانپذیر می کند. این کار را چگونه انجام می‌دهد؟

هنوز روی اینترنت با تلویزیون جستجو نمی‌شود. هر چند وب به این دلیل متولد نشده است اما خیلی خوب می‌شود اگر یوتیوب (به مالیکیت گوگل) از طریق تلویزیون در دسترس باشد. مردم یک نمایشگر بزرگ دارند که آن را با قیمت بالایی می‌خرند. این دستگاه فضایی از خانه را اشغال می‌کند و همه از آن خوششان می‌آیند و بنابراین اگر تعداد بیشتری خدمات را ارائه کند می‌تواند برای همه مفید باشد.

  • تا پایان دهه 90  گوگل تنها یک موتور جستجو بود. امروز حتی یک تلفن همراه هم می‌فروشد. چرا تا این حد متفاوت شده است؟

ساده است. می‌خواهیم تا آنجا که می‌توانیم پول جمع کنیم! با موتور جستجوی خود ما موفق شدیم به یک مسواک دندان تبدیل شویم. چون مسواک نیز وسیله‌ای است که جایگاه بسیار مهمی در زندگی ما انسان‌ها دارد. این جستجوگر در کنار جی- میل (پست الکترونیک گوگل) اهمیت زیادی در وب دارند. تمام محصولاتی که ما عرضه کردیم باید همینطور باشند. ما همیشه این سئوال را از خود می‌پرسیم: مردم واقعا به چه چیزی نیاز دارند؟

  • یوتیوب محبوب است اما هنوز نتوانسته است به یک منبع درآمدزا برای کاربران خود تبدیل شود.

یوتیوب تنها پنج سال دارد. پنج سال بعد از راه‌اندازی گوگل، این موتور جستجو نیز گردش مالی معادل درآمد فعلی یو‌تیوب داشت. این مهم است که روی این سکو، محتویات با کیفیت اصلی و حتی حرفه‌ای قرار گیرد. اگر این محتویات کاملا حرفه‌ای باشند یوتیوب می‌تواند برای آنها یک منبع اصلی درآمدزایی باشد. هرچند ما هنوز به آن سطح نرسیده‌ایم و در این مورد شخصا هیچ نگرانی ندارم.

 

  • چرا گروه شما به فروش مستقیم تلفن همراه خود (نکسوس- 1) از طریق موتور جستجو پایان داد؟

تیمی که با نکسوس- 1 کار می‌کرد کمیت کاری را که برای فروش مستقیم این تلفن همراه نیاز است دست کم گرفته بود. آنها سیستم‌های صدور صورت حساب اپراتورهای مخابراتی را نداشتند بنابراین ادامه کار برای آنها بسیار مشکل بود. هرچند توانستند در این راه موفق شوند به طوری که در ماه آوریل فروش نکسوس- 1 در آمریکا بیش از فروش آی- فن شد.

  • آیا نمی‌خواهید برای ایجاد تعادل بیشتر، یک شبکه اجتماعی مشابه فیس بوک داشته باشید؟

این چیزی است که داریم روی آن تمرکز می‌کنیم. کاری که فیس بوک کرد این است که به محض ثبت نام، تو می‌توانی اعضای لیست جی- میل خود را روی فیس بوک پیدا کنی، درحالی که فیس بوک اجازه نمی‌دهد که تماس‌های کاربرانش به روی جی- میل منتقل شود. بنابراین واقعا یک سیستم باز نیست.

  • موفقیت شما به اعتماد مصرف کنندگان شما بستگی دارد. آیا به نظر شما مورد اخیر گوگل استریت ویوو که نشان داد دوربین‌های این سرویس که در سطح شهرهای تمام دنیا می‌چرخند اطلاعات شخصی مردم را ذخیره می‌کنند از این اعتماد کم نکرد؟

ما در مورد این اشتباه توضیح دادیم و برای تصحیح آن با بیشترین توان خود در حال همکاری با مقامات مربوطه هستیم. ما همیشه صادق بوده‌ایم و به محض آنکه این اشتباه را کشف کردیم آن را به اطلاع عموم رساندیم. نمی‌دانم که شرکت‌های دیگر چقدر حاضرند این کار را انجام دهند. این شعار اصلی ما است که باید فروتن بمانیم و خود را بهتر کنیم.

  • ذخیره سازی حجم بالای داده‌ها؛ آیا این واقعا لازم است؟

ما برای بهتر کردن جستجوهای خود به این داده‌ها نیاز داریم اما بیشتر این داده‌ها صفحات وب یا کلمات کلیدی و نه اطلاعات شخصی هستند. آرزوی ما این است که تمام اطلاعات دنیا را سازماندهی کنیم. نمی‌توانم خود را متقاعد کنم که محافظت از تمام این اطلاعات می‌تواند چیزی منفی باشد: وبگردان می‌توانند استفاده از آن چیزی را که ما عرضه می‌کنیم کنترل کنند. مرزهای زندگی شخصی در حال تغییر است. افراد بیش از همیشه از طریق آنلاین با هم ارتباط برقرار می‌کنند و طبیعی است که بیش از گذشته اطلاعات خود را روی وب می‌گذارند.

  • در فرانسه شما برای احترام نگذاشتن به حق مولف محکوم شدید.

ما بسیار علاقه‌مندیم که فناوری خود را در خدمت فرهنگ بگذاریم. زمانی که در استنفورد تحصیل می‌کردم سیل، 100 هزار کتاب غیرقابل جایگزین را از بین برد اما اگر آنها آنلاین بودند. پروژه ما ساده است. ما می‌خواهیم با کتابخانه‌ها به توافق برسیم. آثار مهم آنها را انتخاب کنیم و در شبکه بگذاریم. به طور حتم حق مولف بسیار مهم است اما اگر امروز بخواهیم این قانون را دوباره بنویسم بی‌شک آن را به روش متفاوتی تدوین می‌کنیم. رسیدن به یک راه حل مطلوب نیازمند زمان است.

  • زمانی گروه شما بسیار دوست داشتنی بود اما امروز اغلب به عنوان یک تهدید شناخته می‌شوید. آیا از این مسئله آگاه هستید؟

بله و اگر چند ایده در این راستا دارید آنها را به ما هم بدهید! ما نقش بیش از همیشه مهمتری را در زندگی مردم ایفا می‌کنیم و این تردیدهایی را بر می‌انگیزد که کاملا طبیعی است و اگر به بهتر شدن خودمان ادامه دهیم این سختی‌ها بیشتر می‌شوند.

 

گردآوری : گروه علمی و فرهنگی پورتال ایرانیان مالزی

100 موسسه غیرقانونی مهاجرت به کانادا و استرالیا

100 موسسه غیرقانونی مهاجرت به کانادا و استرالیا
گفت وگو با دبیر انجمن کاریابی های بین المللی

سید ابراهیم علیزاده: « تحقق تنها 5 درصد هدف برنامه چهارم در اعزام نیروی کار» مقدمه انتقادهای دبیر انجمن صنفی کاریابی های بین المللی ایران است که بعد از ارائه آمارهای ناچیز اعزام نیروی کار آن را مطرح و اذعان می کند که در حال حاضر هیچ تفاهم نامه ای نیز برای اعزام نیروی کار ایران وجود ندارد و هرچه تاکنون نیروی کار اعزام شده، از طریق بخش خصوصی بوده است. اما اشکال این کار در این است که چون این اعزام ها بدون هیچ تفاهم نامه ای صورت می گیرد بنابراین ضمانتی نیز در این مورد وجود ندارد.

موضوع مورد انتقاد دیگر حسن کرباسی فعال بودن دفاتر مهاجرتی غیرقانونی در کشور است که حتی تعداد آن ها را هم اعلام می کند. وی در مورد مهاجرت نیز هرچند آماری اعلام نمی کند اما این میزان را بیشتر از 400 نفری می داند که طی سه ماهه اول امسال به صورت قانونی به کشورهای دیگر اعزام شده اند. وی نداشتن تفاهم نامه اعزام نیروی کار و اجرا نشدن برخی از این تفاهم نامه ها به دلیل پیگیری نکردن آن ها و وضعیت بازار اقتصاد جهانی را نیز از جمله دلایل نزولی بودن روند اعزام نیروی کار ایران عنوان می کند.

*روند اعزام نیروی کار در سه ماهه اول امسال چگونه بوده است؟

در سه ماهه نخست امسال تنها به دو کشور استرالیا و کانادا اعزام نیروی کار داشتیم که تعدادشان حدود 400 نفر می شود. این رقم در سال گذشته 500 نیروی کار بود که نسبت به آمارهای سال 87 نزولی بود. به همین دلیل هم است که در حالی که در برنامه چهارم پیش بینی شده بود در طول سال های اجرای این برنامه 100 هزار نیروی کار ایرانی به خارج از کشور اعزام شوند اما متاسفانه با توجه به آمارهای خود وزارت کار تنها پنج درصد این هدف محقق شده است.

*در حال حاضر وضعیت چطور است؟

فعلا که تفاهم نامه ای نداریم و تفاهم نامه هایی هم با کشورهایی مانند قطر داشتیم به دلیل عدم پیگیری های لازم اجرا نشدند اما این اعزام نیروی کار توسط خود بخش خصوصی انجام شده و می شود.

*مگر بخش خصوصی خودش می تواند تفاهم نامه ای را منعقد کند؟

نخیر. اما کاریابی های بین المللی ایران می توانند با همتای خود در کشورهای دیگر برای اعزام نیروی کار ایرانی مذاکره کنند.

*یعنی بدون هیچ تفاهم نامه ای نیروی کار اعزام کنند؟

بله.

*آن وقت ضمانتی برای این اعزام نیروی کار وجود دارد؟

نخیر. اما وقتی دولت با دولت حاضر نیست تفاهم نامه ای منعقد کند تنها راه اعزام فعلا این است که بخش خصوصی با همتای خودش در کشور دیگر برنامه ریزی کند.

*به جز دو کشور کانادا و استرالیا، کشورهای دیگری مدنظر کاریابی های بخش خصوصی کشور برای مذاکره یا انعقاد تفاهم نامه از طریق وزارت کار است؟

یک تفاهم نامه ای با مالزی و قطر داریم که در این مورد با برگزاری نشست های مشترکی به دنبال این هستیم که زمینه برای این اعزام فراهم شود. جدای از این، وزارت کار به دنبال انعقاد تفاهم نامه هایی با کشورهای حوزه خلیج فارس و همچنین مشارکت در پروژه های وزارت خانه های راه و مسکن ایران در کشورهای آفریقایی است که در هیچ کدام از این ها میزان اعزام مشخص نیست.

*معمولا در چه رشته هایی این اعزام صورت می گیرد؟

بیشتر رشته های پزشکی و مهندسی است اما برای کشورهای استرالیا و کانادا بیشتر رشته های مهندسی و فنی مورد توجه است.

*فکر می کنید از چه زمانی متقاضیان می توانند برای این اعزم به کاریابی ها مراجعه کنند ؟

باید اول تفاهم نامه های مربوط به اعزام نیروی کار به کشورهای خلیج فارس به مرحله اجرا برسد و سپس ثبت نام برای آن آغاز خواهد شد. اما برای اعزام به کشورهای استرالیا و کانادا هم اکنون نیز خیلی از کاریابی ها این کار را  انجام می دهند.

*همه این سخنان شما مربوط به اعزام نیروی کار از سوی مراکز قانونی است، آماری هم از میزان اعزام شدگان توسط مراکز غیرقانونی دارید؟

مراکز مهاجرفرستی هستند که چون هیچ تعهدی برای کار فرد در کشور مدنظر ندارند برای آن ها فقط اخذ اقامت می کنند. اما ما آماری از تعداد کسانی که از این طریق مهاجرت کرده اند را نداریم.

*فکر می کنید تعداد کسانی که مهاجرت کرده اند، بیشتر از این 400 نفری باشد که در سه ماهه اول امسال برای کار از  طریق کاریابی های قانونی اعزام شده اند؟

بله. در این مورد آماری که داریم این است که 80 تا 100 دفتر مهاجرتی در شهرهای تهران، شیراز، اصفهان، مشهد و تبریز فعالیت می کنند. اصلا بزرگترین مشکل ما فعالیت همین شرکت های غیرمجاز مهاجرتی است که بیشترین مقصد این مهاجرت ها هم به کشور کانادا است.

*چرا کانادا؟

با توجه به اینکه کشور کانادا یک لیست مشاغل با 38 شغل را اعلام کرده، این کشور متقاضی زیادی دارد. در این مورد انتقادی نیز نسبت به این موضوع دارم که چرا کشوری که عملا دشمنی خود را با ایران اعلام و عنوان کرده که این تحریم ها برای ایران کم است در 38 رشته مختلف متقاضیان نیروی کار و یا سرمایه گذاران کشورمان را جذب می کند که این ها توسط مراکز مهاجرفرست غیرمجاز صورت می گیرد.

*هیچ برخوردی با این مراکز غیرمجاز صورت نمی گیرد؟

در این مورد درخواست ما از دولت این است که وزارت کشور این موضوع را در شورای امنیت مطرح کند و برای آن مصوبه ای تعیین شود که دستگاه ها ابزار مقابله با این مراکز غیرمجاز را داشته باشند.

*با توجه به اینکه در سه ماهه نخست امسال نیروهای کار ایرانی تنها به دو کشور کانادا و استرالیا اعزام شده اند، با تحریم های اخیر علیه ایران و تمایل این دو کشور به تحریم ایران فکر نمی کنید در اعزام نیروی کار ایران به این کشورها اتفاقی رخ دهد؟

این تحریم ها شاید در خصوص رابطه دولت با دولت خیلی تاثیر داشته باشد، اما در بخش خصوصی این گونه نیست. چرا که بخش عمده کارها در این کشورها  توسط بخش خصوصی آن ها انجام می شود و بخش خصوصی آن ها هم حاضر است با بخش خصوصی ما تعامل برقرار کند.

*این سخنان شما به منزله آن است که تحریم ها اثری بر اعزام نیروی کار ایران نخواهد داشت؟

در مجموع می تواند تا حدودی تاثیرگذار باشد اما بازار اقتصاد جهانی بیشتر از این تحریم ها تاثیرگذار است.

 

 

گردآوری : گروه خبری پورتال ایرانیان مالزی

 

 

منبع: خبر آنلاین

پروین: هر تیمی را گفتم قهرمان جام جهانی می‌شود چهار تاگل خورد!/

پروین: هر تیمی را گفتم قهرمان جام جهانی می‌شود چهار تاگل خورد!/
واقعاً دوستی و زندگی با علی پروین هم عالمی دارد موقعی که با او هستی متوجه گذشت زمان نمی‌شوی. حرف‌های پروین در مورد مسائل مختلف شیرین است. دیروز در حالی که مهمان یکی از دوستان نزدیکش، مهدی عرب، بود با او تماس گرفتیم به محض شنیدن صدای ما اول کلی از بازی‌های جام‌جهانی تعریف کرد و درباره حوادثی که در این جام رخ داد حرف زد.

گفت‌وگوی ما با پروین را بخوانید:

علی آقا بازی‌های جام‌جهانی را به دقت می‌بینی؟

در این مرحله سعی می‌کنم هیچ بازی را از دست ندهم. واقعاً اوج قدرت، تاکتیک و فوتبال ناب را می‌شود در این بازی‌ها تماشا کرد. البته ما یک بدشانسی هم آوردیم.

چه بدشانسی؟

اینکه طرفدار هر تیمی بودیم و گفتیم قهرمان می‌شود آن تیم‌ها (...) اوت شدند و 4تا 4تا خوردند، حالا مجبورم بگویم طرفدار آلمان هستم شاید آلمان هم 4تا بخورد!

یعنی آلمان را دوست نداری؟

نه این‌طور نیست اتفاقاً در بازی با آرژانتین از نحوه بازی آنها کیف کردم. خداوکیلی آخر فوتبال بود. آلمان به معنای واقعی «تیم» است، آنها با تعداد نفرات زیاد حمله می‌کنند و با همان تعداد نفرات در دفاع حاضر می‌شوند و این یعنی اوج فوتبال. به نظر من آلمان طوری بازی می‌کند که نمی‌شود گفت بر چه مبنا و سیستمی است آنقدر که آنها روان و منسجم بازی می‌کنند.

شما دوست داشتید آرژانتین با مارادونا به برتری برسد.

باور کنید دلم برای این بچه‌ (مارادونا) سوخت! حیف شد آرژانتین باخت آن هم با 4 گل. حق مارادونا و تیمش این نبود. البته آنها بدشانس هم بودند و چندین موقعیت گلزنی هم داشتند که فرصت‌هایشان به گل تبدیل نشد. من طرفدار ایتالیا بودم اما این تیم (....) هم افتضاح بود. آنها تیم مسنی به جام‌جهانی آوردند و خیلی زود حذف شدند.

به نظر شما چه تیمی قهرمان است؟

باور کنید در این جام هرچه پیش‌بینی کنی برعکس می‌شود. در شرایط عادی آلمان و هلند فینال را برگزار می‌کنند اما با این جامی که من دیدم شاید اروگوئه و اسپانیا فینالیست شوند.

راستی اسپانیا هم با دل‌بوسکه، مربی مورد علاقه شما، خوب جلو آمده است.

کی گفتم دل‌بوسکه مربی مورد علاقه من است؟ من اصلاً طرفدار مربی خارجی نیستم (با خنده) البته در این جام فقط دلم برای مارادونا سوخت این پله (...) مصاحبه کرد و گفت مارادونا عملی است! (منظور علی‌آقا یعنی همان معتاد) و این بچه (مارادونا) حسابی اذیت شد.

در مورد هلند گفتید؛ این تیم را چگونه می‌بینید؟

هلند همیشه فوتبال جذاب و قشنگی را بازی کرده است. البته شنیده‌ام دور و اطراف این تیم جادوگر زیاد است. آنها گفته‌اند هلند قهرمان می‌شود. باور کنید نمی‌توان پیش‌بینی کرد. فعلاً که در این جام هشت‌پا و جادوگران نتایج را پیش‌بینی می‌کنند!

فوتبال داخلی را پیگیری می‌کنید؟

بله، در جریان امور تیم‌ها هستم. البته از شکست 5-یک داماش در آبادان یکه خوردم. در شرایط عادی چنین نتیجه‌ای عجیب بود. البته بازی در گیلان با خیل تماشاگران شمالی هم سخت است و شاید مثل جام‌جهانی داماش هم نتیجه‌ای عجیب را به دست آورد. من دوست دارم تیم مهندس عابدینی لیگ برتری شود.

راستی شما هم به نفت پیوستی؟

واقعاً شما خبرنگاران خبرورزشی هم عالمی دارید. جرأت نیست آدم برود یک چایی در یک باشگاه بخورد. نوشته بودید پروین رفت نفت تهران.

یعنی اگر پیشنهاد بشود نمی‌روید چون شما گفته بودید رفتنتان به استیل‌آذین قطعی نیست؟

نه، باور کنید هیچ مذاکره‌ای برای خودم با نفتی‌ها انجام نداده‌ام فقط راجع به محمد صحبت شد و من خودم دوست دارم محمد به تیمی برود که فرصت بازی کردن برایش مهیا شود.

 

گردآوری : گروه خبری پورتال ایرانیان مالزی

 

گفت‌وگویی خاص با داوید ویا: همیشه پوسترهای گواردیولا را جمع می‌کردم

گفت‌وگویی خاص با داوید ویا: همیشه پوسترهای گواردیولا را جمع می‌کردم
داوید ویا در این گفت‌وگوی متفاوت از علایق خود صحبت می‌کند.

داوید ویا کلیدی‌ترین ستاره تیم ملی اسپانیا در رقابتهای جام جهانی بود. او هرشب از طریق تلفن با همسرش در تماس است و نامهای دو دخترش سایدا و اولایا را روی کفش‌هایش نوشته است. کینی و لوئیس انریکه سمبل‌های فوتبال او بوده‌اند. او اعتراف کرده که از دوران کودکی پوسترهای پپ گواردیولا را جمع‌آوری می‌کرده. متن گفتگوی جالب او را با هم می‌خوانیم:

* لپ‌تاپت را به آفریقای جنوبی آورده‌ای؟

بله.لپ تاپ وسیله‌ای حیاتی در اردوهای تیم است. از آن برای تماس با همسرم و دختر بزرگم که 4 ساله است و به شدت برایم دلتنگی می‌کند استفاده می‌کنم. با وب کم با آنها حرف می‌زنم و بسیار خوب است. دختر کوچکترم را که نمی‌تواند حرف بزند را هم می‌بینیم. هر روز بعد از جلسه تمرینی یک ساعتی با آنها حرف می‌زنم.

* فیلم یا سریال با خودت به آفریقای جنوبی آورده‌ای؟

هر دو را آورده‌ام ولی سریال را ترجیح می‌دهم. معتاد سریال لاست شده‌ام. فقط دو بخش دیگر از آن باقی مانده و متاسفم که در حال اتمام این سریال هستم.

* فیلم مورد علاقه چیست و بازیگران منتخبت چه کسانی هستند؟

فیلم شجاع دل (braveheart ) که 4 بار آن را تماشا کرده‌ام. مل گیبسون را بسیار دوست دارم و بازی پاس وگا را نیز می‌پسندم.

* در آفریقای جنوبی چه کتابی را مطالعه می‌کنی؟

" نماد گمشده" نوشته دان براون.

* ویژگی شخصیتی‌ات را چه می‌دانی؟

پدر و مادرم می‌گویند پسر خوبی هستم.

* و بزرگترین نقطه ضعفت که باید آن را اصلاح کنی؟

طبق صحبتهای همسرم باید در خانه مرتب‌تر باشم و شلختگی را کنار بگذارم.

* خرافاتی هستی؟

خیلی نه. تنها نکته‌ای که برایم مهم است این است که درهر دیداری، با پای راست وارد زمین مسابقه می‌شوم.

* یک ورزش و یک ورزشکار؟

تنیس و رافا نادال.

* اولین پیراهنی که هدیه گرفتی؟!

پیراهن تیم ملی اسپانیا.

* تصویر ورزشی‌ای که هرگز از ذهنت پاک نمی‌شود؟

گلی که در رقابتهای یورو وارد دروازه سوئد کردم.

* تصویر کلی‌ای که هرگز از ذهنت پاک نمی‌شود؟

تولد دو دخترم.

* آخرین باری که گریه کردی چه زمانی بود؟

در مرحله نیمه نهایی رقابتهای جام کنفدراسیونها و زمانی که مغلوب آمریکا شدیم.

* چه چیزی تو را به شدت عصبی می‌کند؟

وقتی در حال رانندگی هستم و دخترانم جیغ می‌کشند.

* اولین خاطره‌ای که از جام جهانی در ذهنت نقش بسته چیست؟

متاسفانه، ضربه آرنجی که تاسوتی در جام جهانی 1994 به لوئیس انریکه زد.

* عادت بد ؟

شکلات.

* آخرین دغدغه فکری‌ات چه بود؟

خرید یک آی پاد اپل برای آوردن به آفریقای جنوبی بود.

* یک سمبل اسپانیا؟

ایکر کاسیاس.

* سمبل دوران ورزشی‌ات؟

کینی و لوئیس انریکه.

* زمانی که خردسال بودی، پوستر چه کسانی را در اتاقت داشتی؟

پوسترهای زیادی داشتم. پوسترهای لوئیس انریکه، گواردیولا.

* در چه کاری می‌توانی برترین در دنیا باشی؟

در تعمیر بلک‌بری‌های هم‌تیمی‌هایم.

* بهترین توصیه و اندرزی که در زندگی دریافت کرده‌ای از که بوده؟

از کینی و پدرم. آنچه که بیش از هر چیز دیگری شنیده‌ام این بوده: «همیشه سعی کن خودت باشی و هیچ چیزی نباید تو را تغییر دهد.»

* اگر در جام جهانی قهرمان شوید چه می‌کنی؟

اول این موفقیت را در کولون با تمام هم‌تیمی‌ها و هواداران تیم جشن می‌گیرم. فکر تماشای شادی و پایکوبی‌های مرا از سر بیرون کنید. من سنم بیشتر از این حرفهاست. ولی وقتی به محل زندگی‌ام هم بازگردم، به جشنها ادامه خواهم داد.

 

گردآوری : گروه خبری پورتال ایرانیان مالزی

 

صفحه 1 از 32
بنر
 جمعه , 08-مرداد-1389   Friday , 30-July-2010  - 

نرخ خرید و فروش ارزدر مالزی

بنر

انتخاب زبان سایت

English Arabic Bulgarian Chinese (Simplified) Chinese (Traditional) Croatian Danish Dutch French German Greek Hindi Italian Japanese Korean Polish Portuguese Russian Spanish Swedish Filipino Hebrew Indonesian Ukrainian Hungarian Thai Turkish Persian Malay Irish
بنر
بنر

خبرخوان

feed image

عضویت در خبر نامه

ایمیل خود را وارد کنید:

ارسال با فیدبرنر

حاضرین در سایت

در حال حاضر 55 مهمان آنلاین می باشند