
ومیر حسین موسوی شایستگی این انتخاب را دارد.
نوشته زیر در جواب دوستی که ضمن اعلان موضع خود، نظر بنده را پیرامون انتخابات ریاست جمهوری جویا شدند تنظیم شد، فرصتی جهت تصحیح مجدد برای ارایه فراهم نبود لذا اگر اشکالی وارد است ازدریافت نظرات خوشحال خواهم شد.
سلام خدمت دوست عزیز....
بر خلاف آنچه برخیدوستان بدان اصرار دارند وضعیت ایران - علیرغم پتانسیلهای بیشماری که دارد - چه از نظر خارجیو چه از نظر داخلیمطلوب نیست و این شرایط دقیقا و بدون هیچگونه تعارفی به سیستم مدیریتی کشور برمیگردد .
آنچه در هنگام بروز کاستیها ،همیشه به افکار عمومی تزریق میشود، تاثیر دشمن خارجیو عملکرد استکبار جهانیست ،من تلاش دشمن خارجیرا نفی نمی کنم اما تا کجا؟
آیا در تمام دنیا فقط ما دشمن داریم؟
آیا کشورهای دیگر از وجود دشمن خارجیمصونند؟
حقیقتا اینطور نیست، در دنیا هر کشوری تهدیدهای خارجی متناسب با شرایط خود را دارد ،اما چرا فقط ماییم که از روند رو به رشد دنیا - توسط استکبار جهانیعقب نگه داشته شده ایم؟
و اصرار بر این فضا تا کیجوابگو خواهد بود؟
و اگر چنین است چرا ما به تهدید وجود دشمن خارجی بزرگی چون آمریکا به عنوان فرصت نگاه نمیکنیم؟
مگر نه اینست که هرچه دشمن زیرک تر و برنامه ریزتر باشد باید زیرکانه تر و دقیقتر عمل کرد؟
آیا ما دقیق عمل میکنیم ؟
با اعتقاد کاملم به کارشکنی برخیدولتها – که اقتضای طبیعی دنیای قدرت و سیاست است- باید بگویم : تامل بیشتر ما را به این مطلب میرساند که ریشهٔ این کاستی ها و وضعیت نا مطلوب را باید در خودمان و در درون مرزهای ایران عزیز جستجو کرد.
ما به تغییر نیاز داریم
ما برای برون رفت از این وضعیت باید تغییر ایجاد کنیم
اما چگونه؟
(متاسفانه فضا را به اندازه ای مسموم کرده اند که مجبوریم حتی برای کسانی که ما را می شناسند هم اعتقاداتمان را توضیح دهیم)
آنچه که با آمدن لفظ تغییر عمدتا در ذهنها ایجاد میشود حرکتی انقلابی است اما منظور من از لفظ تغییر دقیقا چیزی غیراز انقلاب است .
در حال حاضرتحولی دوباره را نه فقط به خاطر باور و اعتقادم به این انقلاب که بنا به دلایل عقلی و منطقی نیزمردود میدانم و هیچ انسان آگاه و دوراندیشی را موافق تغییر اینچنینی نمی بینم.
انقلاب یکیاز پرهزینه ترین اتفاقاتیست که ممکن است در حیات سیاسی یک کشور رخ بدهد ،که جدای از ابهام در دستیابی به مقصد، چند نسل را از زندگیدر یک فضای آرام و منطقیمحروم میکند و در فضایی احساسیو آکنده از شعار و تئوری سردرگم نگه میدارد این تنها قطره ای از زیانهایی است که فقط در ذهن انسانهای هم عصر با دوران شکوفایی انقلاب، ایجاد می شود. توضیح عواقب دیگر سیاسی،اقتصادی،اجتماعی،مذهبیو... احتیاج به فرصتی طولانی دارد.
یک انقلاب در ایده آل ترین حالت،حتی اگر بتواند به اهداف و آرمانهای ترسیم شدهٔ خودش دست پیدا کند لاجرم حوادث ناگواری را به همراه خواهد داشت .
پس چه باید کرد؟
تنها راه شکستن این فضای ناامید کننده تغییر و اصلاح تدریجی نواقص موجود در تمام ابعاد است،از پرداختن به وضعیت حاکم بر حوزههای مختلف - با فرض آگاهی شما بر جوانب بحث- می گذرم اما بصورت کلیباید بگویم در کشور عزیز ما ساختار اقتصادی، ساختار سیاسی، ساختار مذهبی و…نیاز به بازنگری علمیو عملیدارد.
مشارکت آگاهانه در انتخابات ریاست جمهوری میتواند یکیاز موثرترین قدمهای مردم برای حرکت در مسیر اصلاح و بهبود این امور باشد.
فضای سیاسی انتخابات فضای قهر نیست و هیچ انسان فهیمی در مسمومترین فضای ممکنه نیز تصمیم گیری برای آینده خود را منوط به رای دیگران نمیکند .
با یک نگاه واقع بینانه هیچ انسان غیر معصومی عاری از اشتباه و کامل نیست پس در فضای انتخابات نباید دنبال فردی ایده آل باشیم بلکه باید کسیرا انتخاب کنیم که حائز بیشترین مشخصات مطلوب برای احراز مقام ریاست جمهوری باشد.و نباید از فرد منتخب انتظار داشته باشیم در یک فرصت کوتاه کشور را به آرمانی ترین حالت برساند توقع منطقیاینست که ما را به وضعیت مطلوب نزدیک کند.
رئیس جمهور در عرصه بینالمللی نماد یک ملت است، سخن او، رفتار او، درایت و دور اندیشی او نشان از میزان آگاهی ملتی است که او منتخب آنهاست.
لذا این انتخاب انتخابی مهم و سرنوشت ساز است که نه تنها بر اوضاع کنونی بلکه در سرنوشت نسلهای آینده نیز نقشیبزرگ ایفا خواهد کرد.
فارغ از بداخلاقی هایی که متاسفانه در داخل ایران بر انتخابات حا کم است و حرمت افراد در منظر مردم و با تایید و یا سکوت برخیبزرگان- با توجیهاتی که قطعاً از لحاظ دینی و انسانی پذیرفته نیست - به راحتی شکسته می شود، باید عرض کنم هر ۴ کاندید انسان هستند، حامیانی دارند و سوابق و مسوولیت هایی که بعضا با رای مردم در کارنامه شان به ثبت رسیده است و اقلا به این دلایل محترمند.
لذا به آنها و حامیانشان احترام میگذارم.
حضور آقایان کروبی و رضایی را در انتخابات (با کمک به ایجاد فضای مشارکت بالاتر که خود میتواند تاثیرات فراوانیدر شرایط سیاسی کشور و حتی نتیجه انتخابات داشته باشد) و همچنین رویدادهای آینده کشور بسیار موثر میدانم اما آنچه مسلم است رقابت اصلیمیان آقایان میر حسین موسوی و محمود احمدینژاد برقرار است، ۲ کاندید با ۲ فضای فکری متفاوت که در روند سخنرانیها و مناظره ها این تفاوت کاملا مشهود است.
بررسی عملکرد این ۲ نامزد در دوران مسوولیتشان نیاز به مقایسه اوضاع کشور در زمان نخست وزیری آقای میر حسین موسوی - با توجه به شرایط جنگ - و عملکرد ۴ ساله دولت آقای محمود احمدینژاد دارد ،که در یک فضای سالم و منطقی قابل بررسی است اما آنچه همکنون این مقایسه را مشکل میکند ، در ابهام قرار گرفتن عملکرد تمامی افراد، دولتها و آمارهای موجود است، بنده قصد ندارم به ریشه یابی مسبببین ایجاد این فضا بپردازم اما تصریح میکنم که این فضا زنگ خطری بزرگ برای نظام جمهوری اسلامی میباشد و فضای بیاعتمادی حاکم، به هر قیمت ممکن باید اصلاح شود.
لذا به نظر می رسد در این فرصت کوتاه تنها مرجع جهت تصمیمگیری و انتخاب بین این ۲ کاندید مرور دوباره مناظره های آن ۲ ، فارغ از فضای تبلیغاتی ،احساسیو نگاه سطحی به مسائل مطروحه باشد.
دوست عزیز
براستی کدامیک از این ۲ انسان مسلمان، رعایت مسائل اخلاقیو انسانیرا بیشتر مدد نظر داشتند؟
کدامیک از این ۲ سیاستمدار، جوانب سیاسی و اجتماعی سخن خود را به عنوانه فردی که قرار است در سطح عالیترین مقام سیاسی کشور قرار گیرد بیشتر رعایت کردند؟
کدامیک از این ۲ مدیر کشوری، در طول چندین مناظره خود دچار تنا قض در گفتارورفتار نشدند؟
کدامیک از این ۲ مدعی ریاست بر دولت، جامعیت بیشتری را برای احراز پست ریاست جمهوری ملت بزرگ ایران نشان دادند؟
,….
کدامیک از این ۲ بزرگوار بزرگوارنه تر عمل کردند؟
پاسخ من میر حسین موسوی است.
پاسخ شما چیست؟











