Iranian Malaysia پورتال ایرانیان مالزی

Friday
Jul 30th
Text size
  • Increase font size
  • Default font size
  • Decrease font size


گزارش

آیا میشود در اینترنت ناشناس ماند؟

آیا میشود در اینترنت ناشناس ماند؟
انتشار بیش از 90هزار سند از اسرار جنگ آمریکا در افغانستان این روزها ویکی‌لیکس را در صدر خبرها قرار داده است. فکر می‌کنید شانس ناشناس‌ماندن برای منابع این خبر جنجالی یا سایر اطلاعات درز کرده چقدر باشد؟

پل مارکس: انتشار بیش از 90هزار سند از اسرار جنگ شش‌ساله آمریکا در افغانستان که بخشی از آنها محرمانه‌ هستند، این روزها ویکی‌لیکس را در صدر خبرها قرار داده است. اما بد نیست به این پرسش هم پاسخ داده شود که چقدر امکان ردیابی کسانی که باعث درز این اطلاعات شده‌اند وجود خواهد داشت یا افشاکنندگان این اطلاعات چقدر شانس ناشناس‌ماندن خواهند داشت؟

ویکی‌لیکز چیست؟
حدود چهار‌سال پیش مجموعه‌ای از فعالان مخالف سانسور اطلاعات، وکلا و متخصصان شبکه تلاش کردند با استفاده از اینترنت و روش‌های پیچیده حفظ هویت، فضایی را برای افشای اطلاعات محرمانه خلق کنند. آنها می‌خواستند ارسال اسناد محرمانه و اطلاعات حساسیت‌برانگیز به این سایت به سادگی ورود داده‌های تازه به ویکی‌پدیا و بدون نیاز به هر هویتی باشد.

در واقع ویکی‌لیکس سازمانی متشکل از گروه‌هایی با هدف واحد در سراسر جهان است که توسط ژولین اسانژ، یکی از طرفداران آزادی اطلاعات که زمانی هکر بوده، بنیانگذاری شده است. او و همکارانش که اغلب وکیل هستند برای حفظ هویت افشاکنندگان از راهنمایی کارشناسانی مانند بن لوری که از پیشگامان تعریف پروتکل امنیتی اس.اس.ال «لایه سوکت‌های امن» برای انتقال امن اطلاعات از طریق اینترنت است، بهره می‌برند.

چه قابلیتی باعث می‌شود افشاگران ناشناس باقی بمانند؟
ویکی‌لیکس علیرغم اهداف افشاگرانه‌اش از فناوری برای ناشناس‌ماندن افراد استفاده می‌کند که تور نام دارد و متعلق به پنتاگون است. تور یا The Onion Router را می‌توان شبکه‌ای به حساب آورد که به کاربران امکان ارسال اطلاعات به صورت ناشناس را می‌دهد.

شبکه تور از حدود 1000 سرور داوطلب در سراسر جهان برای ارسال امن اطلاعات استفاده می‌کند. برای انتقال اطلاعات به فضای آنلاین کافی است کاربر نرم‌افزاری را که پردازنده تور نامیده می‌شود دانلود کند و از طریق آن اطلاعات مورد نظر را به شبکه ارسال کند. سرورهای تور به شیوه‌های تصادفی و با استفاده از لایه‌های متعدد رمزگذاری‌شده این اسناد را به مقصد نهایی که در اینجا وب‌سایت ویکی‌لیکس است، منتقل خواهند کرد.

ویکی‌لیکس برای ادامه فعالیت و دور‌ماندن از دسترس شرکت‌ها و دولت‌هایی که نمی‌خواهند اطلاعات به بیرون درز کنند، توسط سروری در کشور سوئد که پشتوانه قانونی نیرومندی برای آزادی اطلاعات دارد، میزبانی می‌شود. امکان مشابهی نیز در جزیره ایسلند ایجاد شده است. علاوه بر این ویکی‌لیکس دارد از نقاط افشا‌نشده متعددی در سراسر جهان پشتیبانی می‌شود که در صورت از کار افتادن یکی از سرورها وظیفه پشتیبانی را به عهده خواهد گرفت.

تاکنون چه اطلاعاتی توسط این وب‌سایت به بیرون درز کرده است؟
90هزار سند منتشر شده از جنگ افغانستان تنها بخشی از 1.2 میلیون سند انتشار‌یافته توسط این سایت است. از دیگر اسناد منتشر‌شده می‌توان به فساد دولتی در کنیا، طراحی بمب اتمی که هیروشیما را ویران کرد و قواعد نظامی تدوین‌شده برای زندان گوانتانامو در کوبا اشاره کرد. برخی از اسناد هم به افشای حساب‌های مالی اعضای فراماسونری پرداخته‌اند.

ویدیوی تازه‌ای نیز توسط این وب‌سایت منتشر شده که نشان می‌دهد یکی از حملات هلکوپترهای نظامی آمریکا به بغداد در سال 1386/2007 باعث کشته‌شدن 12 نفر شده که دو روزنامه‌نگار رویترز نیز جزء این کشته‌شدگان بوده‌اند.

آیا می‌شود بدون نگرانی از شناخته‌شدن اسرار را در ویکی‌لیکس افشا کرد؟
در حقیقت نه! همانطور که تیم برنرزلی، مخترع وب گفته است: «اینکه هیچ ردی از خودتان به جا نگذارید بسیارمشکل است. صادقانه بگویم باید برای ورود به این بازی خطر کنید».

در حال حاضر بردلی مانینگ، تحلیلگر اطلاعات مستقر در عراق که مظنون به انتشار فیلم حمله هلکوپتر نظامی به ساکنان بغداد است، توسط ارتش آمریکا دستگیر شده است. در این مرحله روشن نیست که آیا او مظنون به همکاری در انتشار سایر اطلاعات محرمانه نیز تلقی می شود یا نه؟ البته دستگیری مانینگ بیش از اینکه حاصل ردیابی منابع خبری ویکی‌لیکس توسط ارتش آمریکا باشد، نتیجه تماسی از سوی یک منبع ناشناخته است.

 

گردآوری: گروه علمی و فرهنگی  پورتال ایرانیان مالزی

منبع: خبر آنلاین

 

شیرازی های آفریقا و نوروزی تابستانی

شیرازی های آفریقا و نوروزی تابستانی

بنا به اطلاعات مورخان اقامت مردمی به نام شیرازی در ساحل شرقی آفریقا به نزدیک هزار سال قبل بر می گردد، زمانی که علی بن حسن شیرازی با همراهانش به این منطقه آمدند و بعدا سلسله ای تشکیل دادند که به شیرازی معروف شد، اگر چه در مورد شخص علی بن حسن و این سلسله که در قرن شانزده به دست پرتغالی ها برچیده شد منابع موثق ودقیق بسیار کم است.

از زمان شکست شیرازی ها اقوام گوناگونی چون پرتغالی ها، انگلیسی ها، آلمانی ها و اعراب عمانی به جزیره زنگبار آمدند ولی شیرازی ها همچنان به حیات اجتماعی خود ادامه دادند. در دهه های پنحاه و شصت میلادی نام شیرازی های زنگبار با تشکیل حزب آفروشیرازی که در انقلاب 1964 این جزیره شرکت فعال داشت بر سر زبانها افتاد.

اما پس از همین انقلاب بود که شیرازی ها در ابراز هویت خود دچار مشکل شدند و آفریقایی بودن آنها به شیرازی بودنشان ترجیح داده شد. با این وجود آنها با برگزاری آداب و سنن و خود که یکی از آنها جشن تابستانی سال نوست سعی بر حفظ هویت خود دارند.

مراسم "نیروزی" یا مواکا کوگوا معمولا در نیمه تابستان بر گزار می شود و امسال شیرازی ها آن را روز سه شنبه 20 ژوئیه (29 تیر) مانند همیشه در روستای مکوندوچی، در جنوب شرقی جزیره زنگبار برگزار کردند.

اگرچه زمان و شکل برگزاری این مراسم با نوروز کشورهای فارسی زبان متفاوت است، اما در آن عناصری وجود دارد که مردم محلی آنرا بازمانده جشنی می دانند که اجدادشان حدود هزار سال پیش به اینجا آورده اند. این باور های مردمی توسط برخی از پژوهش گران هم تائید شده است.

مراسم اصلی نَیروزی شیرازی ها در ساعتی که توسط کمیته برگزاری تعیین می شود (معمولا قبل از ظهر) با ورود دسته هایی از جوانان که بصورت رژه و با دادن شعارهایی رزمجویانه به میدان برگزاری می آیند، شروع می شود. در گوشه ای از همین میدان بزرگ زیرسایه بانی یک چهار پایه مخصوص و گلدانی که در آن عود می سوزد قرار دارد و زنانی که آرزو یا نذر دارند دست روی دود این گلدان می گذارند و در حضور زنی دیگر که حکم پیر را دارد دعا می خوانند.

دسته های جوانانی که از جنوب و شرق مکوندوچی وارد میدان شده اند با ساقه های درخت موز با هم به مبازه می پردازند. در همین حین است که دختران هم شعار گویان و گروه گروه وارد میدان می شوند.

پس از رسیدن ساعت معین، گروهی از پیش تعیین شده به ساختن آلونکی از شاخه های درخت نارگیل می کنند. در میان این آلونک به جز سینی و ظروفی که قرارداده می شود، مردی هم پنهان می شود. پس از ساختن آلونک شاخه های سبز و پر برگ بر فراز این آلونک گرفته شده و آنرا آتش می زنند. در حالیکه آلونک می سوزد شاخه های سبز همچنان بر فراز آن افراشته اند و گویی نماد نویی و سبزی بر گذشته ای که خاکستر می شود فرمانروایی می کند.

مردی که در میان آلونک پنهان بود، می گریزد و زنان به گرد آتش سرودهایی عاشقانه می خوانند. با سوختن و فرو ریختن آلونک مراسم به پایان خود می رسد و جمعیت شرکت کننده پراکنده می شود. این مراسم قبلا با غسل در اقیانوس یا گردشی در کنار آن پایان می گرفت ولی امروز این بخش آن بیرنگ تر شده است. اعتقاد محلی این بوده که مردی که از آلونک بیرون می آید با فردی که در آن پنهان شده بود متفاوت است و می تواند به زایش نو از کهنه اشاره داشته باشد. شاید هم این مراسم ریشه در قربانی کردن دارد که در باورهای باستانی وجود داشته است.

در خانه های مکوندوچی در روز مواکا کوگوا غذا های عیدانه تهیه می شود. دیگ های بزرگ و کوچک برنج و عدس پخته می شود که آن را پلو می نامند. سفره میزبانان با پلو و غذا های دیگر برای مهمان ها گسترده است.

با تغییرات سیاسی اجتماعی و تبدیل زنگبار به یک جزیره توریستی به نظر می رسد مراسم مواکا گوگوای شیرازی ها هم تا حدی به یک جاذبه توریستی جزیره تبدیل شده است. کاهش شرکت کنندگان بومی و افزایش تماشاچیان توریست حتی نسبت به 9 سال پیش که من در این مراسم حضور داشتم،محسوس است.

شیرازی ها این جشن را به چند دلیل به اجداد خود که در سده یازده یا دوازده به شرق آفریقا آمدند نسبت می دهند: وجود آتش، محاسبه این جشن بر اساس تقویم خورشیدی سواحلی و غسل در آب که قبلا در برخی مناطق ایران هم در هنگام نوروز معمول بوده از جمله این دلایل است. اگر هم چنین باشد مراسم نیروزی شیرازی ها در گذر زمان به شدت "آفریقایی" شده و عناصری از آیین های دیگر محلی در آن پذیرفته شده اند، مسئله ای که در سنن و آداب هر قوم دیده می شود. مثلا نوروز ایران هم با گذر زمان و با تغییر مذهب ایرانیان دچار تحول زیادی شده است. در مقابل کسانی که مراسم نیروزی را به نوروز ایران نسبت می دهند، بعضی پژوهشگران این رابطه را توهمی می دانند که ریشه در سیاست های استعماری و مبارزات سیاسی یک قرن اخیر در جزیره زنگبار دارد.

اگر چه وجود یک سلسله شیرازی در ساحل شرق آفریقا سالهاست مورد توجه پژوهش گران قرار گرفته ولی همواره در پرده ای از ابهام قرار داشته است. وجود حدود سیصد واژه فارسی در زبان سواحلی، وجود یک مسجد که در آن خط کوفی معمول در ایران وجود دارد و خرابه های شهر کیلوه کیسیوانی شواهدی برای حضور ایرانی ها و شیرازی ها در این جزیره محسوب می شود. امروز با پیدا شدن سکه هایی در یک مسجد در جزیره پِنبَه که به گفته کارشناسان ضرب سلسله شیرازی را دارد، برای بسیاری این حدس به یقین تبدیل شده است. بهر حال مردم بومی شیرازی زنگبارو سواحل آفریقای شرقی شکی در حضور شیرازی ها دراین منطقه ندارند. مردم روستای مکوندوچی به ما گورستان متروکه و مسجدی را نشان دادند که معتقدند به شیرازیان تعلق دارد اگرچه تا کنون درهیچ منبعی ذکر نشده است. شیرازی ها همچنان معتقدند که علی بن حسن از پدری شیرازی و مادری آفریقایی زاده شد ولی مورد ظلم و تمسخر برادران کاملا ایرانی خود قرار گرفت. پس او به سرزمین مادری خود برگشت، سلسله شیرازی را تشکیل داد و نوعی تمدن آفریقایی ایجاد کرد.

از شگفتی ها و ابهامات وجود یک سلسله شیرازی در شرق آفریقا این است که چرا منابع ایرانی و عربی هیچگونه اشاره ای به وجود آن نکرده اند و تنها اشاراتی از پرتغالی ها و یک سند چینی در این مورد وجود دارد. آیا شیرازی ها ارتباط خود با سرزمین پدری خود کاملا قطع کرده بودند؟ مسئله ای که با توجه به وجود حکومت های گسترده و قوی چون صفویان بعید به نظر می رسد. در کنار این ابهامات به نظر می رسد که شیرازی های امروز به وجود اصلیت ایرانی و داشتن آدابی که از آن سرزمین آمده است همچنان مصرتر از مورخین و پژوهشگران هستند.

 

 

گردآوری : گروه خبری پورتال ایرانیان مالزی

 

 

 

 

 

منبع : بی بی سی

متیو فاکس (بازیگر نقش جک در لاست)

متیو فاکس (بازیگر نقش جک در لاست)
تولد: 14 جولای 1966، آبینگتون، پنسیلوانیا، آمریکا
اسم مستعار: فاکسی
قد: 1.88
همسر: مارگریتا رونچی (ازدواج سال 1991) و دو فرزند
محل زندگی: او و خانواده اش از فوریه 2006  در اوهایوی‌ هاوایی سکونت می‌کنند، جاییکه از سال 2004 سریال لاست در آنجا آغاز شده بود.
متیو چندلر فاکس بازیگری آمریکایی است که سابق در کار مدلینگ بوده است. اولین کار او در حرفه بازیگری در نقش پسر بزرگ و رئیس خانواده در «مهمانی پنج نفره» در دهه 90 بود که نقش چارلی سالینجر را داشت. نقش‌های مقابل او بازیگرانی چون «اسکات ولف»، «نیوی کمپبل» و «لیسی چابرت» بودند.  البته مهم ترین نقش او بازی در سریال لاست در نقش جک شپرد بود که ما هم در همین نقش به او علاقه مند شدیم.

زندگی شخصی
متیو فاکس در ایالت پنسیلوانیای آمریکا به دنیا آمد. او پسر وسطی از سه پسر خانواده بود و خانه آنها در مزرعه و پدرش هم در کار پرورش دام بود. بعد از این وقتی که او هنوز خیلی کوچک بود همراه مادرش لوری پدرش فرانسیس و دو برادرش فرانسیس جی آر (متولد 1961) و بایارد (متولد 1969) به Wyoming نقل مکان کردند. خانواده او بعد از اینکه مدتی برای دیگران کار کرد سرانجام توانست مزرعه خودش را در «کروهارت» بخرد و متیو نیز در همانجا بزرگ شد. مادرش لورتا معلم بود و پدرش در مزرعه هم پرورش اسب و گاو داشت و هم در کار تهیه مشروب بود. مادرش از نژاد ایتالیایی و پدرش نژاد انگلیسی داشت.



فاکس دوران دبیرستان را در Wyoming به اتمام رساند و در دوره فارغ التحصیلی سالانه آکادمی‌ «دیرفیلد» شرکت کرد. بعد از آن در دانشگاه کلمبیا شرکت کرد و در رشته اقتصاد ادامه تحصیل کرد. فاکس در این دانشگاه با رویای ورود به وال استریت رشته اقتصاد را ادامه داد و در سال 1988 فارغ التحصیل شد. مدتی نیز در این زمینه به عنوان دلال سهام مشغول بود اما مادر نامزدش که خود یک آژانس مدل داشت وی را به مدل شدن ترغیب کرد و سرانجام پس ازمدت کوتاهی که در دنیای تجارت فعالیت کرد به سمت بازیگری تغییر مسیر داد و دوره دوساله ای را در آموزشگاه بازیگری فیلم و تلویزیون در نیویورک سپری کرد.
او در دانشگاه با «مارگاریتا رونچی» همسر آینده اش آشنا شد و خیلی زود سال 1992 با هم ازدواج کردند.

زندگی شغلی
اولین بازیگری متیو فاکس در یک فیلم دانشگاهی صورت گرفت. در 25 سالگی او در اپیزود «بال‌ها» حضور یافت. همان سال در سری فیلم‌های «خوابگاه دانشجویان جدیدالورود» بازی کرد. بعد از آن چندین بار در نقش دوم فیلم ظاهر شد مثل: نقش چارلی در سریال CBS Schoolbreak Special و «اگر قبل از تو بمیرم». بعد از آن بزرگ ترین حضورش روی صحنه سال 1993 در فیلم «دوست پسرم برگشته است» بود. سپس  سال 1994 در درام تین ایجری «مهمانی پنج نفره» در نقش چارلی سالینجر بازی کرد. او بزرگترین عضو خانواده 5 نفره ای بود که والدینشان را در یک تصادف از دست داده بودند. سال 1996 از سوی مجله پیپل به عنوان یکی از 50 مرد زیبای جهان معرفی شد. بعد از آن او بازی در قسمت بعدی این فیلم را رد کرده تا سال 2002 در سریال تلویزیونی «جن زده» ایفای نقش کرد.

و بالاخره مهم ترین و معروف ترین نقش آفرینی اش از سپتامبر 2004 تا می‌2010 در سریال لاست و نقش «جک شپرد» بود. او در ابتدا برای بازی در نقش جیمز فورد یا ساویر تست بازیگری داده بود. بااین حال تهیه کننده جی جی آبرامز او را برای نقش جک مناسب تر دید.
فاکس نامزد جایزه گلدن گلاب شده است، سال 2005 جایزه Satellite را برد و سال 2006 «جایزه انجمن بازیگران روی صحنه» را به خاطر بازی اش در لاست از آن خود ساخت. فاکس سال 2006 در درام ورزشی «ما مارشال هستیم» با «متیو مک کاناگی» همبازی شد. همچنین نقش کوتاهی در فیلم Smokin' Aces بازی کرد و سپس سال 2008 در فیلم «فرصت برتر» بازی کرد. او در می‌2008 در فیلم «مسابقه دهنده سرعت» نقش مسابقه دهنده X  را داشت.

مطالب حاشیه ای
* سال 1996 از سوی مجله پیپل در لیست 50 مرد زیبای سال جای گرفت.
* دخترش کایل فاکس متولد 1998 و پسرش بایرون فاکس متولد 2001 است.
* او مدت دو سال در  آموزشگاه بازیگری فیلم و تلویزیون در نیویورک آموزش دید.
* او از سال 2004 بارها در منزلش برای دست اندرکاران لاست مهمانی گرفته تا آخرین اپیزودی که فیلمبرداری کردند را تماشا کنند.
* از شش سالگی اسب سواری می‌کرده
* او بلندقدترین بازیگر سریال لاست بود. تری او کوئین، جاش ‌هالوی و بقیه از او کوتاه تر بودند.
* زمانی که در فیلم فرصت برتر بازی می‌کرد مدت سه هفته به 9 کشور سفر کرد.
* پدربزرگ مادری اش مانند همسر متیو نژاد آمریکایی ایتالیایی دارد.
* تعداد اپیزودهای بازی او در لاست از همه بازیگران دیگر بیشتر بود.
* او خلبانی هم می‌کند البته به صورت شخصی و یک هواپیما مدل Beechcraft Bonanza G36 دارد.

فیلم شناسی
1993- دوست پسرم برگشته است
1999- ورای ماسک
2006- ما مارشال هستیم
2007- Smokin' Aces
2008- فرصت برتر- مسابقه دهنده سرعت
2010- سیگار بیلی

تلویزیون
1992- بال‌ها (1 اپیزود)/ خوابگاه دانشجویان جدیدالورود (5 اپیزود)
1993- CBS Schoolbreak (1 اپیزود)
1995- MADtv (1 اپیزود)
1994تا2000- مهمانی 5 نفره (142 اپیزود)
2002- جن زده (12 اپیزود)
2006- Saturday Night Liv (بازیگر مهمان در یک اپیزود)
2004تا 2010- سریال لاست (112 اپیزود)


گردآوری : گروه علمی و فرهنگی پورتال ایرانیان مالزی

 

 

۳۲ روایت از ۳۲ تیم جام جهانی

 ۳۲ روایت از ۳۲ تیم جام جهانی

هفته آینده با رقابت آفریقای جنوبی و مکزیک اولین جام جهانی فوتبال در قاره آقریقا آغاز می شود. این روزها تب بازی های دوستانه داغ است و تیترهای گل درشت رسانه ها در انتقاد از خط خوردن ستاره ها رو به کاهش.

طبق معمول جام های قبلی، مصدومیت های ناگهانی یکی از بازیکان در این روزها، منجر به فراخوانی ناگهانی بازیکنی دیگر می شود که نا امید از سفر به آفریقای جنوبی، گوشه ای از دنیا مشغول سپری کردن تعطیلات پایان فصلش بوده.

حجم اخبار، حاشیه ها و نکته ها پیرامون ۳۲ تیم حاضر در آفریقای جنوبی، خیلی بیشتر از فضایی است که رسانه ها برای ورزش در نظر می گیرند. حتی اگر بخواهی تیترها را بخوانی و بگذری باز جا می مانی.

قبل از شروع جام جهانی، اولین نکاتی که از شنیدن نام تیم ها به ذهن متبادر می شود، شکل گرفته از همین خبرها و حاشیه هاست. روایت هایی از ۳۲ تیم حاضر در جام جهانی به ترتیب حروف الفبا.

۱- آرژانتین

اظهار نظر مارادونا درباره برهنه دویدن پس از قهرمانی، اگرچه واکنش های منفی فراوانی در پی داشت اما سرمربی تیم ملی فوتبال آرژانتین، با آن مصاحبه، تمرکز رسانه ها روی حاشیه های داخل تیم را به هم ریخت.

مارادونا سعی می کند خبر اول و آخر تیمش باشد. او دائماً مصاحبه می کند و عکاس ها را با اتومبیلش زیر می گیرد تا احتمالاً تیمش را از گزند حاشیه های ناگهانی حفظ کند! این روزها هیچ کس از جای خالی زانتی و کامبیاسو مطلب نمی نویسد.

۲- آفریقای جنوبی

آفریقای جنوبی در جام جهانی مثل بریتانیایی ها در ویمبلدون، بیش از فتح جام به فکر میزبانی آبرومندانه هستند. تساوی های نا امیدکننده شان در بازی های تدارکاتی چندان اهمیتی ندارد. جدی ترین رقیب آفریقای جنوبی در جام نوزدهم "القاعده" است و تهدیداتش.

۳- آلمان

تقریباً در هر دوره از جام های جهانی یک دروازه بان استثنایی داشته اند. اما این بار با مصدومیت رنه آدلر و خودکشی روبرت انکه، مثل خط میانی شان با فقر نام های اطمینان بخش مواجه اند.

غیر از استاد فیزیکدان دانشگاه دورتموند و پیشگویی عجیبش با استفاده از علم مثلثات، آدم دیگری هم پیدا می شود که آلمان را قهرمان جام نوزدهم بداند؟

۴- آمریکا

پیروزی ۲-۱ مقابل ترکیه نشان می دهد سرالکس فرگوسن چندان هم بیراه نگفته. سرمربی منچستر یونایتد دو نکته درباره امریکا مطرح کرد. ۱- مقابل انگلستان حرفی برای گفتن نخواهند داشت. ۲- می توانند از پس الجزایر و اسلوونی بربیایند و تیم دوم گروه شوند.

۵- اروگوئه

شگفتی را باید در تیم هایی سراغ گرفت که انتظار چندانی از آن ها وجود ندارد. مثلاً همین اروگوئه که در تاریخ جام جهانی حق آب و گل دارد. آن ها در اولین بازی مقابل فرانسه قرار می گیرند. شکست فرانسه در افتتاحیه ۲۰۰۲ مقابل سنگال را خاطرتان هست؟

این دوره از جام جهانی دیگر بورا میلوتینوویچ ندارد اما سرمربی اروگوئه از حیث سابقه مربیگری، جزو بزرگ خاندان های این جام جهانی ست.

اسکار واشنگتن تابارز ۱۴ سال قبل روی نیمکت میلان می نشست و قبل از آن وقتی سرمربی اروگوئه بود، ستارهایی مثل روبن سوسا و انزو فرانچسکولی برایش بازی می کردند. گرچه او خیلی هم ستاره باز نیست. به همین خاطر خیلی راحت روی اسم کریستین رودریگز باریکن موثر باشگاه پورتو خط قرمز کشید.

۶- اسپانیا

آیا تیم ۲۰۱۰ ویسنته دل بوسکه، قدرتمند ترین تیم ملی تاریخ فوتبال اسپانیاست؟

آن ها در تاریخ جام جهانی هیچ توفیقی نداشته اند مگر صعود به نیمه نهایی ۱۹۵۰. امروز اما آسمان این تیم چنان آکنده از ستاره است که حتی می توانند بویان کرکیچ را در خانه جا بگذارند.

طی این دو سالی که در جام ملت های اروپا قهرمان شده اند، دیگر کمتر منتقدی جمله کلیشه ای و نامفهوم "شخصیت قهرمانی ندارد" را به آن ها الصاق می کند.

آخرین چهره مقبولی که آن ها را قهرمان ۲۰۱۰ می داند یورگن کلینزمن است. زیدان هم گفته اگر تیمی اسپانیا را ببرد، لیاقت فتح جام را خواهد داشت.

۷- استرالیا

هری کیول تنها یادگاری ۲۰۱۰ این تیم از بازی ۸ آذر ۱۳۷۶ با ایران است. مهاجم سابق لیدز و لیورپول مدت ها مصدوم بود و چندان برای گالاتاسرای به میدان نرفت، اما فن وربیک سرمربی استرالیا می گوید کیول ارزش ریسک کردن دارد و نمی شود از اسم او گذشت. حتی اگر یک یا دو بازی را روی نیمکت بنشیند.

۸- اسلواکی

اهمیت حذف جمهوری چک در راه صعود به جام جهانی، برای اسلواک ها کمتر از صعود به یک شانزدهم نیست. در گروه بدی هم قرار ندارند. تیم سختکوش شرق اروپا با بازیکنانی از لیورپول، ناپولی، بوخوم و چلسی، در آخرین بازی تدارکاتی اش با کامرون ۱-۱ شده.

۹- اسلوونی

بازیکنانی پراکنده در سراسر اروپا با سرمربیگری ماتیاژ کِچ، توانستند روس ها را حذف کنند و راهی دومین جام جهانی شوند. تکه ای پیش بینی ناپذیر از تیم خاطره انگیز یوگسلاوی که بازی های تدارکاتی چندانی هم انجام نداده.

آن ها به مراتب قدرتمندتر و پر مهره تر از تیم سال ۲۰۰۲ هستند که با سه شکست راهی خانه شد. خصوصاً که یک ماشین گلزنی از اف.ث کلن به نام نوواکوویچ دارند.

۱۰- الجزایر

به نظر می رسد هنوز از شوک صعود خونین و تاریخی شان به جام جهانی بیرون نیامده اند. چنین فرضیه ای درباره الجزایر حتی در جام ملت های آفریقا هم پر رنگ بود. آن ها در آخرین بازی تدارکاتی شان ۳ گل از ایرلند خوردند.

۱۱- انگلستان

خط خوردن تئو والکات اگر چه همه جا تیتر شد اما چندان نیز خبر مهمی نبود. خود این بازیکن هم در حمایت از فهرست کاپلو بیانیه صادر کرده.

یک خبر جالب برای "سه شیرها"؛ لوکا تونی که جایی در ترکیب نهایی ایتالیا ندارد، آرزومند قهرمانی انگلستان در جام جهانی ۲۰۱۰ است. البته بریتانیایی ها غیر از جام جهانی که خودشان برگزار کردند، دیگر رنگ هیچ فینالی را در جام های جهانی و جام ملت ها ندیده اند.

۱۲- ایتالیا

در فهرست مدافع عنوان قهرمانی جام جهانی، دیگر نامی از فرانچسکو توتی، الساندرو نستا، لوکا تونی و فابیو گروسو، دیده نمی شود. حتی دل پیرو پابه سن گذاشته هم به رغم فصل غم انگیزی که یووه سپری کرد، این اواخر خوب گل می زد. ایتالیا با این بازیکنان هم می توانست ۲ تا از مکزیک بخورد.

مارچلو لیپی از همین حالا کناره گیری اش را اعلام کرده و پس از پایان جام، چزاره پراندلی سرمربی آتزوری خواهد شد.

۱۳- برزیل

در برزیل اگر فهرست نهایی تیم ملی، ۵۰ نفره هم باشد، باز رسانه هایش نامی که از قلم افتاده را تیتر می کنند. خصوصاً اگر او رونالدینیو باشد. کار به قدری بیخ پیدا کرد که لولا داسیلوا رییس جمهور برزیل خواستار پایان دادن به بحث بی فایده درباره فهرست و کوتاه آمدن مردم و رسانه ها شد.

مصدومیت ژولیو سزار دروازبان برزیل در بازی تدارکاتی مقابل زیمباوه، آخرین دردسر دونگا (تا این لحظه) است.

۱۴- پاراگوئه

در جام ۹۸ اسپانیا را حذف کردند و به دور دوم رفتند. اما بوسه لورن بلان روی سر فابین بارتز و گل دقیقه ۱۱۳ او توی دروازه چیلاورت فرو نشست. یادتان هست که بر خلاف جریان بازی بود.

در رقابت های مقدماتی عالی بودند و زودتر از آرژانتین صعود کردند. در آخرین بازی دوستانه ۲ تا به یونان زدند. تازه غیر از روکه سانتاکروز، ۹ بازیکن دیگر هم در بهترین لیگ های اروپا دارند.

۱۵- پرتغال

غیر از دوره قبلی، عالی ترین نتیجه شان در جام جهانی همان سالی بود که طوفان زرد را بردند. حالا در گروهی که برزیل و ساحل عاج هم هستند، حضور کره شمالی قوت قلبی برای تیم آقای کارلوس کوئیروش است.

دکو می گوید ما شانس قهرمانی نداریم. اما گفتن این جمله چندان شهامت نمی خواهد. شانس آن ها برای تکرار نتایج ۱۹۶۶ و ۲۰۰۶ هم آن قدرها زیاد نیست.

۱۶- دانمارک

در بازی های تدارکاتی ضعیف ظاهر شده اند و حتی به استرالیا هم نه نگفته اند. با این حال در این کشور چیزی به نام "انتقادات شدیداللحن رسانه ها" به معنای رایج در فوتبال دنیا وجود ندارد. این خودش موهبتی است برای مورتن اولسن و تیم بی سر و صدای اسکاندیناوی.

۱۷- ژاپن

تکلیف ژاپنی ها همواره با خودشان روشن است. بدون حاشیه، بدون نوسان، منضبط و پر تلاش تا آخرین لحظه آن هم بدون توجه به نتیجه ای که رقم خورده است.

اما فکری هم باید برای مهار تولیو تاناکا بکنند. گل زیبایی که مقابل انگلیس به خودشان زده بود را ۴ روز با تسلط هرچه تمام تر جلوی ساحل عاج تکرار کرد!

۱۸- ساحل عاج

اسون گوران اریکسون ۷۰ روز قبل از جام جهانی سرمربی ساحل عاج شد. غیر از لیگ های مهم فوتبال دنیا، از لیگ اسراییل گرفته تا رومانی، ترکیه، سوئیس، قطر، هلند و روسیه در این تیم بازیکن هست.

شهریور پارسال سرمربی ایران یک هفته در انگلیس بود تا به آندو تیموریان سر بزند. اگر اریکسون قبل از ارائه فهرست ۳۰ نفره اش می خواست برای هر بازیکن فقط ۳ روز وقت بگذارد، قبل از این که به خط حمله، چلسی و دروگبا برسد؛ جام جهانی تمام شده بود.

دروگبا هم که در جام جهانی قبلی فقط یک گل بی فایده به آرژآنتین زده بود، این بار اصلاً به جام جهانی نرسید.

۱۹- سوئیس

فوتبال سوئیس پارسال از هر نظر عالی بود. صعود بزرگسالان به جام جهانی. قهرمانی در جام جهانی نوجوانان و نایب قهرمانی در جام جهانی ساحلی!

آن ها سه بازی تدارکاتی پیاپی است که دارند شکست می خورند. آخری هم شکست ۱-۰ مقابل کاستاریکا بود. اما اوتمار هیتسفلد می گوید: اصلاً نگران نیستم، صعود می کنیم.

۲۰- شیلی

تیم دوم آمریکای جنوبی فقط با یک امتیاز کمتر از برزیل به مرحله نهایی صعود کرده. سرمربی این تیم مارچلو بیلسا است. کسی که سال ۲۰۰۲ بدترین نتیجه نیم قرن اخیر آرژانتین در جام های جهانی را رقم زد.

شیلی دیگر مارچلو سالاس و ایوان زامورانو ندارد اما تمام بازیکنانش یا لژیونر هستند یا از تیم های کولوکولو و کاتولیکا!

۲۱- صربستان

در دوره قبلی افتضاح بودند. ۶ تا از آرژانتین خوردند و ۳ تا از ساحل عاج تا بدون امتیاز به خانه برگردند. اما حالا رادومیر آنتیچ سرمربی صرب ها ضمن خط زدن بازیکنانی از چلسی و آژاکس، می گوید نیکولا سیگیچ ۲۰۲ سانتیمتری یکی از ستاره های جام نوزدهم خواهد شد.

۲۲- غنا

لاریا کینگستون بازیکن تیم هارتس اسکاتلند، که ۱۲ روز مانده به جام جهانی خط خورد، میلوان راجاویچ، سرمربی اهل مونته‌نگرو تیمش را یک ابله نفهم خطاب کرد.

کینگستون گفت این آقا تیم غنا را اشغال کرده است و به خاطر ارتباطاتش سرمربی غنا شده. مصدومیت شدید مایکل اسین و نرسیدنش به جام جهانی، از دیگر معضلات این تیم قدرتمند اما همواره مستعد حاشیه از قاره میزبان است.

۲۳- فرانسه

از نحوه صعود با گل تقلبی مقابل ایرلند در مرحله پلی آف گرفته تا نتایج بازی های تدارکاتی و اعلام فهرست نهایی، ریمون دومنک صرفاً دست اندر کار آزرده خاطر کردن ملت فرانسه بوده.

به هر حال مردی که شب حذف از جام ملت های اروپا، از دوست دخترش که مجری تلویزیون بوده مقابل میلیون ها بیننده عصبانی از ناکامی تیم ملی خواستگاری می کند، حق دارد که یک بر صفر به چین ببازد.

۲۴- کامرون

امسال تیم های آفریقایی استعداد خیره کننده ای در حاشیه پردازی های قبل از جام جهانی بروز داده اند.

ساموئل اتوئو که امید ملت کامرون به ساق های اوست، دو هفته مانده به بازی ها تهدید به ترک اردو کرد. وقتی هم که ماند، در همان نیمه اول بازی دوستانه با پرتغال کارت قرمز گرفت و رفت رختکن.

۲۵- کره جنوبی

پر سابقه ترین تیم آسیا در جام های جهانی که تحت فشار سنگین تمرینات بود، با یک گل به بلاروس باخت. این نتیجه رقبا را گمراه نخواهد کرد. آن ها اگرچه مثل جام جهانی ۲۰۰۲ اصراری ندارند به نیمه نهایی برسند اما با ۸ دوره حضور، نماینده ای پرصلابت برای فوتبال آسیا محسوب می شوند.

۲۶- کره شمالی

آن ها پس از ۴۴ سال دوری از جام جهانی، در اولین بازی باید با برزیل بجنگند. هیچ تماشاگری غیر از کاروان ۳۰۰ نفره دولت راهی آفریقای جنوبی نخواهد شد. بازی های این تیم هم پخش زنده نخواهد شد. عجیب است که فیفا واکنشی به این تصمیمات رهبران کره شمالی نشان نداده.

۲۷- مکزیک

در آستانه جام جهانی قبلی، پدر دروازبان مکزیک درگذشت و معلوم نبود او به بازی با ایران برسد یا نه. این بار کسی نمرده و بحث پدر و پسر نیست. بلکه قضیه برادر با برادر است!

جیووانی دوس سانتوس تهدید به کناره‌گیری کرده. می گوید اگر برادرم نباشد من هم نیستم. خاویر آگیره در فهرست نهایی، جاناتان دوس سانتوس را خط زده اما اسم جیووانی برادر بزرگترش هست. جیووانی با شنیدن این خبر، اردو را ترک کرده و به خانه رفته.

۲۸- نیجریه

کلکسیونی از بازیکنان تیم های وسط جدول لیگ های اسپانیا، فرانسه و انگلستان! آن ها کم حاشیه ترین تیم آفریقایی در جام ۲۰۱۰ هستند، اولین تیمی هم بودند که از این قاره به جام نوزدهم صعود کردند.

۲۹- نیوزلند

آن ها حسابی دست کم گرفته شده اند. تیمی که باعث شد غرب آسیا پس از ۳۶ سال، نماینده ای در جام جهانی نداشته باشد. برتری ۱-۰ مقابل صربستان در بازی تدارکاتی نشان می دهد نیوزلندی ها کیسه گل جام جهانی نخواهند شد.

۳۰- هلند

برت فان مارویک سرمربی نارنجی ها با خط زدن رود فان نیستلروی، ستاره ای دیگر را از نوزدهمین جام دور کرد. نیستلروی امسال، نیم فصل دوم موفقی را در هامبورگ سپری کرده بود. ون درسار هم که نیست. لاله ها اما هنوز آن قدر نیرومند هستند که ۱۰ روز قبل از جام جهانی ۴ تا به غنا بزنند.

۳۱- هندوراس

کم خبرترین تیم حاضر در جام جهانی. حتی مناقشات سیاسی این کشور هم باعث نشد اخبار تیم شان مثل کره شمالی توی چشم باشد.

تساوی بدون گل مقابل جمهوری آذربایجان در آخرین بازی تدارکاتی، بیانگر راه دشوار تیم آقای "رینالدو روئه دا" در آفریقای جنوبی است.

۳۲- یونان

دومین حضور در همان گروهی که در اولین حضورشان با شکست محض همراه بود. آن ها سال ۱۹۹۴ با آرژانتین، نیجریه و بلغارستان بازی کردند و حالا فقط کره ای ها جای بلغارستان را گرفته اند.

تیم آقای پاناگولیاس در آمریکا ۱۰ گل خورد و بدون گل زده و بدون امتیاز، مفتضحانه به یونان برگشت. اما تیم مغرور ره هاگل، سابقه فتح جام ملت های اروپا را دارد و برای صعود به جام، اوکراین را با ۵۰ هزار تماشاگرش در دونتسک حذف کرده.

 

گردآوری : گروه خبری پورتال ایرانیان مالزی

 

منبع : بی بی سی فارسی

مهران مدیری: در شهر کورها یک چشم پادشاه است

مهران مدیری: در شهر کورها یک چشم پادشاه است
کارگردان مجموعه‌های تلویزیونی «شب‌های برره» و «مرد هزار چهره» معتقد است نبود تعریف درست از کمدی در آثار تولید شده کشور چه قبل و چه بعد از انقلاب، طنز گروه او را شاخص کرده است

به گزارش خبرآنلاین، نشست نقد و بررسی ویژگی‌‌های طنز در آثار مهران مدیری عصر دوشنبه 10 خرداد در تالار سوره حوزه هنری برگزار شد.

در ابتدای نشست که در ادامه سلسله نشست‌های دفتر طنز حوزه هنری با عنوان «نور، صدا، دوربین، خنده» برگزار شد، قسمت‌هایی از کارهای شاخص مدیری مانند «شب‌های برره» و «مرد هزار چهره» پخش شد و سپس مدیری، خشایار الوند فیلمنامه‌نویس و حمیدرضا ابک کارشناس و منتقد به سئوالات مخاطبان پاسخ دادند.

مدیری در این نشست، گفت: «با توجه به اینکه قبل و بعد از انقلاب در ایران تعریف درستی از کمدی وجود نداشته، طنز گروه ما شاخص شده است.» 

او درباره ویژگی کارهایش نسبت به دیگر آثار طنز گفت: «کاری که ما می کنیم طبیعت کمدی را در خودش دارد و آنچه باید انجام شود همین است و کار شاقی صورت نگرفته که بگوییم ما بسیار متفاوتیم، بلکه نبود تعریف درست از کمدی در آثار تولید شده کشور چه قبل و چه بعد از انقلاب طنز گروه ما را شاخص کرده و به قولی در شهر کورها یک چشم پادشاه است.»

مدیری درباره جایگاه متن در آثارش گفت: «کارهای گروه ما به سه دوره تقسیم می‌شود، دوره اول مربوط به سال‌های 72 تا 77 است که بیشتر مبتنی بر آیتم‌های کوتاه بود و در آن نویسنده و متن خاصی وجود نداشت و اعضا به صورت گروهی قصه آیتم ها را می‌نوشتند.»

او ادامه داد: «دوره دوم کارمان را از سال 77 به شکل نیمه‌حرفه‌ای و کمی جدی‌تر با متن شروع به کار کردیم که البته این متن‌ها به لحاظ قصه و درام چندان شکل اصولی نداشتند. تا اینکه از مجموعه «پاورچین» و در واقع دوره سوم به صورت حرفه‌ای‌تر از متن سود بردیم که عناصر قصه و درام در آن پررنگ‌تر بود و این دوره تا کارهای امروز ما ادامه دارد.»

مدیری درباره سهم کارگردان در طرح و متن و تاثیر حضورش در شکل‌گیری کلیت فضا، توضیح داد: «اخیرا سعی می‌کنم به متونی که به دستم می رسد وفادارتر باشم، به ویژه در مجموع «شب‌های بربره» و «مرد هزار چهره 1 و 2» اینگونه بود.»

او ادامه داد: «نویسندگان این مجموعه‌ها بسیار حرفه‌ای‌اند و کار خود را به لحاظ اصول نگارش فیلمنامه می‌دانند. تنها گاهی سلیقه شخصی خودم را به کار اضافه می کنم، مثلا سکانسی را جا به جا یا حذف می‌کنم که البته این به معنای اشتباه بودن آن بخش‌ها نیست، بلکه فکر می کنم ممکن است ریتم درستی نداشته باشد یا فلان شوخی خوب در نیامده باشد.»

مدیری در ادامه با انتقاد از مدیران تلویزیون گفت: «مسئولان بر اساس نگاه کارشناسی نمی‌گویند این آدم‌ها درجه یک باشند، این آدم ها به دلیل ضعف نباشند و آدم‌های متوسط چگونه باید فعالیت کنند. همه می‌خواهیم در سینما و تلویزیون پول دربیاوریم. آپارتمان و ویلا و ماشین بخریم. کسی در این وسط بحث فرهنگی و هنری ندارد. خیلی از تهیه‌کنندگان به تهیه فیلم مثل تجارت نگاه می‌کنند.» 

در بخش دیگری از این مراسم حمیدرضا ابک به بررسی ویژگی‌های طنز در آثار مدیری پرداخت و گفت: «بر خلاف آنچه مدیری می‌گوید آثار وی بسیار متفاوت هستند. نخست اینکه طنز مدیری، شهری است، یعنی اینکه از آن فضای روستایی مثل برنامه «صبح جمعه با شما » در رادیوی سال‌های گذشته استفاده نمی‌کند، به گونه‌ای طنز شیکی است و باز به تعبیری بوی جوراب نمی‌دهد، یعنی تمیز است، پر سر و صدا و پر طمطراق نیست.»

ابک ادامه داد: «از دیگر ویژگی‌های آثار ایشان این است که او به مخاطبش باج نمی‌دهد و بدون اینکه بیاید از نشانه‌های آشنایی سود ببرد که مطمئن است مخاطب برای آن‌ها می‌خندد، دست به آشنایی زدایی می‌زند و ریسک می‌کند و  نکته دیگر اینکه طنز وی می‌خواهد به مخاطب بگوید اگر مقدماتی را طی نکرده باشی نمی‌توانی به طنز من بخندی.»

خشایار الوند نویسنده برخی از مجموعه‌های مدیری نیز در این نشست درباره نگارش متن در آثار مدیری، گفت: «تعدد نویسندگان و تاثیر سرپرست نویسندگان که در نهایت کار را جمع می‌کند باعث می‌شود اثر یک لحن واحد پیدا کند، لحنی که با فضای کارهای مدیری منطبق است.»

در این مراسم تعدادی از خبرنگاران علاقه‌مند بودند از مسئولان حوزه هنری بپرسند چرا سال‌ها بعد از پخش مجموعه‌هایی همچون «شب‌های برره» و ... به فکر نقد و بررسی آنها افتاده‌اند، اما هیچ‌کدام از مسئولان دفتر طنز حوزه هنری در تالار سوره حضور نداشتند و این پرسش بی‌پاسخ ماند.

 

گردآوری: گروه علمی و فرهنگی  پورتال ایرانیان مالزی

صفحه 1 از 19
بنر
 جمعه , 08-مرداد-1389   Friday , 30-July-2010  - 

نرخ خرید و فروش ارزدر مالزی

بنر

انتخاب زبان سایت

English Arabic Bulgarian Chinese (Simplified) Chinese (Traditional) Croatian Danish Dutch French German Greek Hindi Italian Japanese Korean Polish Portuguese Russian Spanish Swedish Filipino Hebrew Indonesian Ukrainian Hungarian Thai Turkish Persian Malay Irish
بنر
بنر

خبرخوان

feed image

عضویت در خبر نامه

ایمیل خود را وارد کنید:

ارسال با فیدبرنر

حاضرین در سایت

در حال حاضر 72 مهمان آنلاین می باشند